محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
317
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
[ 920 ] فى سرعت الحمل و عدمه : چون به انفخهء ارنب و سرگين او و عسل ، بالسوية سه روز و سه شب حمول كنند و هر روز يك مثقال نشارهء عاج به ناشتا تناول نمايند ، در سرعت حمل از مجربات است . و به دستور ، حمول بول شتر با عسل و شراب همين اثر دارد . و چون هر ماه قدرى بول استر بنوشند ، حامله نگردد و چون بول كبش بياشامد ، هرگز حامله نگردد . و به دستور ، آشاميدن حلتيت با بول زنان همين اثر دارد . [ 921 ] سرّ غريب : از « جعفر طوسى » منقول است كه چون زبان ضفدع سبز را در حين خواب بر روى دل زن بگذارند يا فراش او را بخور به جزئى از اجزاى ضفدع كند ، آن زن هر چه در روز كرده باشد بيان كند . [ 922 ] فى ما يسهل خروج الريح من الاسفل : خردل سفيد ، جوزبواىِ محرق ، برگ سدر ، برگ خشك سرو ، نانخواهِ محرق ، تخم ابهل ، انجدانِ محرق ، محروثِ محرق و آذريون ، مجموعةً و مفردةً چون سائيده ، يك درهم با مأكولات اطعام كسى كنند ، در خواب و بيدارى ضبط خروج ريح نتواند نمود . و اگر مجموع را با چهار مثل آن آب بجوشانند تا به ربع رسد ، پس صاف نموده با مثل او روغن بجوشانند تا آب بسوزد و بر شكم بمالند ، اثر او در اخراج ريح به قدر نصف اثر اكل ادويهء مذكوره است . و در اين باب ، تخم مورچه از مجربات است و رافع او خوردن زيرهء كرمانى است . [ 923 ] صفت عملى كه بىهوشى آورد : گوشت گوسفند بىچربى را شرحه نموده ، شرحهها را به بزر البنج سائيده ، پر كرده ، در كوزهء سفال گذاشته و در سرگين اسب دفن كنند تا گرم شود ، پس كرمها را در شيشه كرده و بگذارند تا خشك گردد و در وقت استعمال دو جزء او را با يك جزء افيون سائيده ، دانگى در بينى هر كه نفوخ كند بىهوش گردد . و چون خواهند كه به هوش آيد ، چند قطره سركه را با نيچه در بينى آن شخص بدمند و به دستور ، جندبيدستر ، فرفيون و زنجبيل را بالسوية نفوخ نمايند يا با سركه مخلوط كرده و استنشاق نمايد تا عطسه كند . [ 924 ] دوائى ديگر : كه به غايت قوى الاثر است : افيون ، بزر البنج ، پوست بيخ لفاح ، جوز ماثل - كه ناتوره نامند - و تخم كاهو ، بالسوية نيم كوب كرده و بجوشانند و صاف كنند و گندم به قدرى كه خيسيده شود در آن ريخته و بگذارند تا خشك شود .