محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

303

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

[ 859 ] مسمّنهء ديگر : موافق محرور المزاج و مقوّى باه است : نخود پوست دار را در شير گاو يك شبانه روز خيسانيده و به دستور تجديد شير كنند تا سه دفعه ؛ برنج شسته ، چهل ؛ شكر سفيد ، سى ؛ خشخاش ، بيست ؛ گندم و جو مقشّر ، سى ؛ مغز بادام شيرين ، پانزده ، اضافه كنند و بكوبند و هر روز بيست مثقال در شير پخته تناول نمايند و در حمام مدتى مكث نمايند . [ 860 ] مسمّنهء ديگر : كه بالخاصية به غايت مؤثر است : بچهء مگسِ عسل كه پر برنياورده باشد در سايه خشك كرده ، هر روز يك مثقال او را با پنج مثقال شكر و پنج مثقال آرد گندم سائيده ، با آب مانند پالوده طبخ نموده و بنوشند . و اگر او را بدون طبخ بر پالوهء مزبور پاشيده بنوشد ، انفع است . [ 861 ] تسمين عضوى مخصوص : مانند بازو و صاعد و قضيب و سرين ؛ بايد عضو مخصوص را با شير تازه ماليده تا به حد حمرت رسد ، پس اين دوا را طلا نموده و بعد از يك شبانه روز به آب گرم شسته و به دستور اوّل باز طلاكرد : خراطين را از گل شسته ، خشك نموده و بسايند و با روغن كنجد نيم گرم طلا كنند . و به دستور ، علق را كه زلو نامند ، در نارجيل كه در جوف او آب داشته بگذارند تا خشك شود ، پس سائيده و طلا كنند و اين از مجربات است و هيچ دوائى جهت سطبر كردن قضيب به او نمىرسد و هرگاه در نارجيل آب نباشد قدرى شير در آن كنند . و به دستور ، ماليدن عضو با شير و بعد از آن زفت انداختن و بعد از لمحه‌اى كندن و باز انداختن و تكرار عمل مدتى كردن باعث ، تسمين آن عضو مىگردد . و به دستور ، دو درهم عاقرقرحا را نرم سائيده ، با سه مثقال و نيم لزوجتِ پيازِ عنصلِ خام مخلوط كرده ، بر قضيب و امثال او مكرر بمالند باعث تسمين مىشود و آزموده مجربين است . ادويه‌اى كه هزال آورد : و آن عبارت از لاغرى است . چون فربه خواهند كه لاغر گردد ، بايد صبر بر جوع و عطش و قلت اكل نمايد و بقول و ترشيها و غذاهاى شور و قديد تناول نمايند و بيشتر غذاى او نان خشك و نان جو و امثال او باشد و رياضات عنيفه و كثرت استفراغات و مدرات و تعريق بسيار به غايت مؤثر است . از مهزلات قويه ، آشاميدن سركه و آبكامه است كه ناشتا بنوشند .