محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

296

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

هليلهء سياه و نوشادر . [ 828 ] دوايى ديگر : منقول از او كه دست و جلد را سياه نمىكند و موى سر و لحيه را به غايت سياه مىكند و مجرب دانسته‌اند : برگ نمام را شسته ، با آب به قدر آن كه يك بند انگشت او را بپوشاند بجوشانند تا پخته شود ، و قطره‌اى از آب بر روى كارد يا صحفهء آهن صيقلى بريزند ، چون آهن را سياه كند آنگاه صاف نمايند و مادامى كه سياه نكند بايد جوشانيده ، پس آب صاف او را بجوشانند تا قريب الانعقاد گردد و جرم نمام را مهرا پخته ، بر سر ضماد نمايند و آب منعقد را به آب گرم حل نموده ، بر اصول شعر بمالند و روز ديگر بشويند و الا در حمام تا شش ساعت مكث نمايند . [ 829 ] اما ادويه خضابيه كه امّهاتند : وسمه و حنا و برادهء آهن و مس و راسخت و سرب و خبث الحديد و آب پوست باقلى و آب پوست گردكان تازه و آب مورد و تخم او و برگ چغندر و لادن و مرداسنگ و آهك و آمله و مازو و پوست انار و زاج سياه و شقايق النعمان و قرنفل و حضض است . و محمد بن زكريا ، حنا و قرنفل را بالسوية از خضابات قويه شمرده است . و همچنين ، سمّ سوختهء الاغ سياه را با روغن مورد بليغ الاثر بيان فرموده . و به تجربه رسيده است كه تسويد وسمه را تضميد حنا اولًا يا بعد از آن زايل مىكند . [ 830 ] مبيضات : چون موى را به گوگرد بخور نموده و طلا كنند ، سفيد گرداند : سرگين خطاف ، ماش ، پوست ترب خشك كرده ، بيخ راسن و گوگرد ، مجموعه و يا بعضى آنها به زهرهء گاو و سركه سرشته و طلا كنند . و به دستور ، زهره گاو با سرگين خطاف موى را سفيد كند . و به دستور ، چون ضفدع را با روغن زيتون در شيشه كرده و چهل روز در سرگين اسب گذارند ؛ طلاى او موى را سفيد كند . و اگر موى را با گلاب و كافور تر كرده به گوگرد مسحوق بيالايند و به دود گوگرد بدارند و بعد چند ساعت به سركه شسته باز اعادهء عمل كنند ، در چند دفعه موى را سفيد گرداند . [ 831 ] دوائى ديگر : از اسرار عجيبه است ؛ چه ضماد آن موى را سفيد مىگرداند و چون با توتياى بشويند ، باز سياه مىشود : طلق محلول را به آب شكر سرشته و طلا نمايند .