محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
259
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
سياه مىروياند : برگ مورد ، پانزده مثقال ؛ وسمه ، سى مثقال ، در چهار صد مثقال بجوشانند تا به نصف رسد ، پس صاف نموده ، با صد و بيست مثقال ، روغن كنجد بجوشانند تا روغن بماند و شش مثقال لادن در او حل كنند . [ 575 ] روغن جهت فالج و رعشه و تشنج و خدر و امثال آن : بايد منابت اعصاب و اعضاى دردناك را با كيسهء درشت ماليده تا سرخ شود و تدهين نموده و بخوابند : قسط تلخ و سنبل الطيب ، هر يك بيست مثقال ؛ نرم كوبيده ، در يك رطل روغن زيتون و يك رطل آب بجوشانند تا روغن بماند ، پس صاف نموده ، تا سه مرتبه با ادويهء مذكوره بجوشانند وصاف كنند و اگر به جاى آب هر مرتبه عرق رازيانه يا عرق بهار كنند بهتر است و بعد از آن جند و فلفل و افيون و ميعهء سايله ، هر يك ده مثقال در آن حل نمايند . [ 576 ] روغنى كه موى سر را بسترد : زرنيح ، ششصد مثقال ؛ آهك آب نديده ، صد و پنجاه مثقال ؛ قلى ، شصت مثقال ، مجموع را كوبيده ، دو حصه كنند و سه من شاه آب را به جوش آورده ، يك حصه زرنيخ را كه شصت مثقال باشد با يك حصه آهك و قلى در آب ريخته و بجوشانند تا عشر آب كه سيصد و شصت مثقال است بسوزد ، پس حصهء ديگر را بريزند تا مجموع ريخته شود و از آب عشر بماند ، آنگاه امتحان به پر مرغ كنند تا به محض ملاقات ، موى بسترد يا در آفتاب بدون جوشيدن چند روز بگذارند تا به امتحان رسد . و اگر از ملح القلى و آهك هر يك جزئى و زرينخ ده جزء باشد قوىتر است . و بايد به قدرى آب ريخت كه چهار انگشت بر سر آيد و بعد از يك شبانه روز بدون جوشانيدن صاف كرده و سه بار به دستور اجزا را تجديد نموده ، صاف او را با ربع آن روغن كنجد بجوشانند تا روغن خالص بماند . [ 577 ] روغن بواسير : پنجاه عدد خراطين را در روغن كنجد برشته كرده ، از روغن در آورده ، باده درهم دنبالهء بادنجان بسايند و روغن را با ، موم روغن ساخته ، با اجزاى سائيده آميزند و بر موضع بواسير بمالند و جهت قطع خون با اندك مازو - كه عفص باشد - استعمال نمايند . [ 578 ] روغن ديگر : به جهت ساقط كردن دانهء بواسير ، مجرب و بىغائله است : گوگرد و زرنيخ را بالمناصفة سائيده ، تسقيه به روغن كنجد كنند به حدى كه جذب كند و با قرع و انبيق تقطير نمايند و در حين تسقيه بايد بر روى آتش نرمى باشد .