محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
248
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
نحاس محرق و زعفران ، از هر يك نيم و كافور ، نيم دانگ . [ 529 ] ذورر : منقول از معالجات بقراطى جهت رفع حمرهء چشم و رمد و جلاى آثار و طرفه ، به غايت آزموده است : برگ عنب الثعلب سوخته ، كشوث سوخته ، مرواريد ، مغناطيس محرق مغسول ، ريگ مكه - زرگران جلاى نقره به او مىكنند - بالسوية ذرور نمايند . [ 530 ] ذرور : منقول از معالجات بقراطى و ايلاقى جهت سلاق و دمعه و جرب و سبل و ضعف بصر و شرناق و ساير امراض ، نافع است : توتياى كرمانىِ ، مغسولِ به آب غورهء تازه پروده و زردچوبه ، از هر يك ده جزء ؛ هليلهء زرد و دانه زنجبيل ، از هر يك پنج مثقال ؛ دارفلفل و ماميران ، از هر يك دو جزء و نيم و نمك هندى ، يك ، بعد از سائيدن تا پنج مرتبه به آب غوره بسايند و خشك كنند . [ 531 ] توتياى غوره : توتياى كرمانى را شسته ، هفت بار به آب غوره سائيده و خشك كنند . جهت دمعه و جرب و حكّه و حرارت عين ، نافع است و چون با آب نارنج همين عمل كنند در اقسام امراض عين نافع است ، خصوصاً جهت رمد مزمن و حكّه و دمعه و سلاق و جرب و رفع آشفتگى و التهاب ؛ و چون با آب انارين پرورده كنند جهت امراض بصر و امراض مزمنه مفيد است و به دستور ، با آب رازيانه همين اثر دارد . [ 532 ] برود نقاشين : به غايت مقوّى بصر و حافظ صحت و قاطع دمعه و جهت بياض و حكّه و جرب مزمن و تحليل ورم ، نافع است و از تأليف « جالينوس » و مسمى به جلا و كحل الرمانيين است : توتياى كرمانى ، ساذج و نحاس محرق ، از هر يك يك جزء ؛ صبر ، فلفل ، دارفلفل ، شادنجِ مغسول يا مغناطيس محرق مغسول ، از هر يك نصف جزء ؛ ماميثا ، عفص ، تشميزج ، انزروت و زبد البحر ، از هر يك ربع جزء ، سائيده ، با آب انارين تا پنج مرتبه پرورده و در آفتاب بگذارند . [ 533 ] برود القاطع : و برود مارستانى نيز نامند از تأليف محمد بن زكريا واو را در تقويت اجفان و رويانيدن مژه و رفع بصر و منع نوازل مجرب دانستهاند : سنبل الطيب و سرمهء اصفهانى ، از هر يك ، يك جزء ؛ دانهء خرما و دانهء هليله كه هر دو را به خمير گرفته سوخته باشند ، از هر يك نصف جزء و بعد از سائيدن با آب گشنيز با آب مورد پرورده و خشك كنند .