محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

246

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

است : سرمهء اصفهان ، ده درهم ؛ توتياى هندى [ كه عنبر ، قسم حارّ اوست ] ، [ مرقشيشاى ذهبى ، مرجان ، لاجورد مغسول ، ساذج هندى ] ، فيروزه ، ورق نقره ، ماميران ، فلفل سفيد ، اقليمياى ذهبى ، توبال نحاس ، شادنج - و اگر نباشد ، مغناطيس محرق مغسول - ، هر يك چهار درهم ؛ سرطان بحرى ، شش درهم ؛ ياقوت ، بسد ، لعل ، زمرد ، زبرجد ، ورق طلا ، مرواريد ، دارفلفل و عقيق يمنى ، از هر يك دو درهم ؛ زعفران ، سه درهم و در نسخهء دهنه فرنگى ، چهار درهم به نظر رسيده و در بعضى سرمه مساوى ساير اجزاست و صمغ عربى ، كتيرا و مغز تشميزج و صمغ آلو ، هر يك پنج درهم و افيون ، سه درهم اضافه كنند و حقير و والد حقير اين نسخه را استعمال نموده و به اعتدال اقرب است . طريق داخل كردن ورق طلا و نقره آن است كه با صمغ عربى يا كتيرا سرشته ، بر روى سنگ سماق چندان بسايند كه مكلس گردد . [ 516 ] كحل بقراطى : جهت رفع بياض بىعديل است و در اندك زمانى قلع مىنمايد : شيشهء سبزِ محرق مغسول ، [ دو درهم ] ؛ بورهء ارمنى و زبد البحر ، هر يك ، يك درهم . [ 517 ] ذرور : جهت مورسرج ، به غايت نافع و موافق اختيارات « ابن هبل » و ايلاقى و شفاء الاسقام : سفيداب قلعى ، چهار درهم ؛ اقليمياى فضى و صمغ عربى ، هر يك دو درهم ؛ نحاس محرق مغسول و نشاسته و افيون ، هر يك ، يك درهم ، با لعاب اسفرزه خشك كنند و باز سائيده و ذرور نمايند . [ 518 ] ذرور [ وردى ] : ايضا جهت مورسرج و به جهت شبيه بودن او در رنگ به ورد ، مسمى به اين اسم شده : سفيداب قلعى ، دو مثقال و چهار دانگ ؛ [ صمغ عربى ، يك مثقال و دو دانگ ] ؛ انزروت ، نيم مثقال ؛ نحاس محرق و افيون ، هر يك دو دانگ ؛ شادنج چهار دانگ و اگر نباشد ، مغناطيسِ محرقِ مغسول بدل كند . [ 519 ] ذرور تشميزج : جهت بياض رقيق و جرب و حكّه و حمرهء ملتحمه و بقاياى رمد و حرقه و دمعهء حاده ، نافع و حافظ صحت و به غايت آزموده است بيست مثقال ، تشميزج را با بيست مثقال گياه ماميثا جوشانند و سه روز در آن آب گذاشته ، بيرون آورده و خشك كنند و از مقشّر او ده درهم سماق ، صمغ آلو ، انزروت و نبات ، هر يك دو درهم و گرد بزرقطونا كه از كوبيدن او جدا شود ، به دستور دو درهم و افيون ، دو نخود ، ذرور نمايند .