محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
18
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
مداواى آن در آب گرم گذاشتن عضو و ماليدن آن است به روغن و خاكستر تا دندان بيرون آيد و بعد از آن خاكستر را به روغن خمير كرده ببندند . سگ ديوانه و ساير سباع ديوانه و انسانى كه از گزيدن آن ديوانه شود و هر حيوانى : و گويند الاغ و استر از گزيدن حيوان ديوانه ، ديوانه نمىشود و گاه است كه بنفسه مانند ساير حيوانات ديوانه شوند . سگ و ساير حيوان ديوانه گزيده اولًا تا چند روز بىعوارض مىباشد و بعد از آن در او فكر فاسد و وسواس و خوابهاى هولناك و گرفتگى آواز و خلوتنشينى و خوف و غم و گريه عارض مىگردد و از آب خوف مىكند و چون در آب و آينه و امثال آن صورت حيوانى در نظرش مىآيد بنا بر آن آب نمىخورد و چون اعراض قوىتر گردد باعث تشنج و كزاز و ادرار منى بىشهوت و گريختن از روشنى و جنونِ سبعى و فرياد كردن مانند سگ و حمله نمودن بر آشنا و بيگانه مىگردد . و متقدمين اطبّا متفقاند كه بعد از خوف از آب و از ديدن آن لرزيدن ، ممكن العلاج نيست و متأخرين ايشان اكثر آن را قابل علاج مىدانند مگر آن كه به نهايت مرتبهء جنون رسيده باشد و اكثر را بحران و طغيان و نقصان تا چهل روز است و مىشود كه زياده و كمتر از آن نيز باشد ؛ چه به حسب مزاج است در يابس المزاج بعد از يك هفته و دو هفته و چهل روز خوف آن به هم مىرسد و در مزاج مرطوب تا چهار ماه و شش ماه و بعضى تا يك سال و زياده از آن نيز گفتهاند و به تجربهء مجربين رسيده كه گزيدهء اوّل بار او با خطر است و در ساير ، مخاطره كمتر . اما علامت ديوانگى سگ : يكى آن كه ترك منزل خود كرده و پيرامون اهل آن خانه نمىگردد و چيزى نمىخورد و از آب مىگريزد . و ديگر ، سرخى چشم و بيرون آوردن زبان و دويدن بسيار و گرفتگى آواز و افتادگى گوش و برآمدگى پشت و كج كردن گردن به طرفى كه حركت به آن جهت كند و حركت بىنسق شبيه به حركت مستان و حمله كردن بر همه چيز . ديگر ، گريختن سگان از او و در حين ملاقات او عجز كردن ايشان . اما علامت زخم او از زخم سگ غير ديوانه كه حالت سگ مشتبه باشد و ديوانگى آن مشخص نباشد : بايد پارچهء نانى را به خون زخم آن آلوده پيش سگ غير ديوانه انداخت كه هر گاه نان را نخورد علامت زخم سگ ديوانه است و اگر تناول كند غير ديوانه . به دستور ، مغز گردكان را كوبيده ، يك شب بر زخم ببندند ؛ هرگاه مرغ گرسنه از خوردن او