محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

163

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

انار و به بالسوية به قدر آنچه ادويه را معجون توان ساخت . [ 151 ] معجون سوسنبرى : از حكماى فرس ، مفرّح و مقوّى و مساوى است اجساد او با ارواح او و نافع است مطلق امزجه را در هر وقت و اعاده مىكند قواى ساقطه و ارواحى كه نقصان يافته باشد به مرض و مسهل يا از سمّ يا غير اينها و به جهت خفقان و رعشه و استسقاء يرقان و سوء هضم و برانگيختن باه ، نافع و ساكن مىكند درد نقرس و مفاصل را . معتدل است و بعضى مىگويند گرم است در اوّل و نيافته‌اند در او ضرر چيزى . صفت : زرنباد ، درونج ، بهمن سرخ و سفيد و بادرنجبويه ، از هر يك ده مثقال ؛ فرنجمشك ، شش مثقال ؛ وج و عود قمارى ، از هر يك پنج مثقال ؛ نعناع خشك ، سوسنبر ، دارچينى ، كنجد مقشّر ، جوزبوا ، نقرهء محلول ، كهربا و زعفران ، از هر يك دو مثقال ؛ بسباسه و ياقوت ، از هر يك ، يك مثقال بعد از سحقِ بليغ ادويهء غير معدنى را در هشتاد مثقال بدين موجب از گلاب شانزده مثقال و عرق بيدمشك و آب سيب و آب مرزنجوش و آب گاو زبان از هر يك شانزده مثقال در بهار يك شب بخيسانند و در زمستان دو شب و دويست و پنجاه مثقال عسل كف گرفته كه سه وزن ادويه است به وزن در آورند و بعد از آن دويست و پنجاه مثقال شير تازه را بخورد عسل دهند و به دستور با عُشر عسل كه بيست و پنج مثقال باشد - با روغن بنفشه - بادام بجوشانند تا منعقد گردد و بعد از آن از سر آتش به زير آورده ، ادويه را اضافه نمايند و باز در آتش گذاشته ، اندكى بجوشاند و يك شب در پاتيل بگذارند . اگر روز ديگر مشاهده نمايند كه آبى با او هست ، باز بگذارند به آتش نرمى كه به جوش نيامده به بخاربر طرف شود ؛ آن گاه ادويهء معدنى را كه نقره و كهربا و يا قوت است اضافه كنند . شيخ مؤلف نسخه مىفرمايد كه اگر پادزهر معدنى باشد ، دو مثقال و اگر حيوانى باشد ، دوازده قيراط در گلاب حل نموده ، تسقيه نمايند ، يك مثقال ، او در نشاط و كيفيت برابرى با يك من خمر مىكند با وجود سلامت حس و صحت ادراك . قدر شربتش تا دو مثقال و قوتش تا بيست سال باقى است . جهت حفظ صحت ، ناشتا تناول نمايند و به جهت قوت باه ، شب و به جهت سموم ، با آب رازيانه و به جهت خفقان ، با عرق گاو زبان .