محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
160
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
آلات قوى باشد و از كدورات بعيده و حواس باطنى و ظاهرى صحيح باشد ، باعث ادراك بيشتر مىگردد و اين تفريح به سبب هر يك از قوتها بانفراده مىشود ؛ مثل شنيدنيهاى ملايم طبع از قوت سامعه و به مجموعه و بر سبيل ازدواج مىباشد . هر چه نفس را از مشاغل خارجه باز داشته ، مشغول به عالم تجرد خود و ادراك كمالات گرداند ، « مفرّح حقيقى » است و هر چه باعث ادراك لذات خارجى و محسوسه به حسب تقاضاى هر يك از قوتها گردد ، « مفرّح مجازى » . و در آن هر چند اسباب مجتمع باشد ، تفريح ، اشدّ خواهد بود ؛ مثل جمعيت صحت مزاج و عدم اخلاط رديهء بدنى با شنيدن سامعه ملايمات قوت سمع و ديدن مقبول باصره و آشاميدن لذيذ ذائقه و بوئيدن ملايمات شامه و احساس كيفيات معتدلهء ملموسه و ادراك صور جزئيهء ملايمهء حس مشترك و خيال و دريافت معانى جزئيهء موافقهء وهم و تركيب مناسبهء متخيله در آن و حفظ معانى جزئيه مأنوسهء حافظه و صحت قوتهاى باعثه و متحركه و قوتهاى غاذيه و مولدهء منى . پس در تفريح مفرحات ، وجود امور مذكوره شرط است و به حسب تفاوت اشخاص و تقويت قوتهاى بدنى متفاوت ؛ لهذا مفرحات متعدد تركيب يافته است . [ 147 ] مفرّح ياقوتىِ « شيخ ابو على » : كه در ادويهء قلبيه ذكر كرده و فى الواقع تركيب بسيار شريفى است و مكرر حقير و والد مرحوم تجربه نموده و با اندك تصرفى در زيادتى و كمى ، موافق جميع امزجه است . جهت توحش سوداوى و انواع ماليخوليا و تفريح و نشاط و تقويت اعضاى رئيسه و جهت ناقهين و اكثر امراض معده و خفقان ، به غايت نافع است و قرصاً و معجوناً استعمال مىتوان كرد . صفت آن : مرواريد ، كهربا و بسد ، هر كدام يك مثقال و نيم ؛ ابريشم مقرض و سرطان محرق نهرى ، از هر يك ، يك مثقال و يك دانگ ؛ نخالهء طلا ، دو دانگ ، لسان الثور ، پنج درهم ؛ ياقوت ، يك درهم ؛ تخم فرنجمشك ، تخم بادروج ، تخم بادرنجبويه و برگ بادرنجويه ، از هر يك سه درهم ؛ بهمن سرخ و سفيد ، عود هندى ، حجر ارمنى مغسول ، لاجوردِ غير مغسول ، مصطكى ، سليخه ، دارچينى ، زعفران ، هيل ، قاقلهء كبار و بسباسه ، از هر يك ، يك مثقال ؛ افتيمون ، يك مثقال و نيم ؛ اسطوخودوس ، سه درهم ؛ جدوار ، يك مثقال - و اگر نباشد ، زرنباد به عوض او بكنند به قدر سه مثقال - درونج رومى ، دو مثقال ؛