محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
131
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
از جميع آن چيزهايى كه سعوط به شليثا مىشد . صفت آن : سليخه ، جفت آفريد ، پوستِ بيخِ لفاح ، تخم رازيانه ، حرمل ، حبّ الابهل ، زراوند طويل و مدحرج ، مشك ، عنبر و حبّ البلسان ، از هر يك چهار درهم ؛ قرنفل و فرنجمشك ، از هر يك بيست و چهار درهم ؛ هيل [ چهارده درهم ] ؛ قسط المر ، جوزبوا و اهليلج ، از هر يك هشت درهم ، قرفه ، زرنيخ اصفر ، شونيز و تخم خيرى زرد ، از هر يك دو درهم و نيم ؛ سكبينج ، زرنباد ، درونج ، ميعهء سائله و مرّصاف ، از هر يك پنج درهم ؛ سعد ، بسباسه ، زعفران ، جزنيا ، نارمشك ، حبّ الدهمش و حبّ الغار ، از هر يك ده درهم ؛ مغاث و بيروج الصنم ، از هر يك پانزده درهم ؛ مر ، اسفرم و ورق آس ، از هر يك سه درهم ، ادويه را كوفته بيخته ، با سه وزن ادويه عسل بسرشند و در ظرف گذاشته ، وقت حاجت استعمال نمايند بعد از شش ماه . قدر شربت ، يك درهم تا يك مثقال است . صفت جزنيا : كه موصوف است در كاسكينج ، قصب الذريره ، اظفار الطيب ، لبانِ ذكر و ميعه ، ازهر يك چهار درهم ؛ اشنه ، قرفه ، زعفران ، مشك و عود هندى ، از هر يك نيم درهم ، ادويه را كوفته و بيخته ، با شراب ريحانى خمير كرده و قرصها سازند و بگذارند تا خشك شود و در وقت حاجت استفاده نمايند . [ 53 ] معجون المشك : جهت درد جگر و ضعف معده و برودت آن و تفتيح سدّهها و تحليل بادهاى غليظ . صفت آن : مشك ، سليخه ، سنبل الطيب ، ساذج هندى ، لك پاك كرده ، ريوند چينى و جنطياناى رومى ، از هر يك دو درهم ؛ زعفران ، نانخواه ، تخم كرفس و مصطكى ، از هر يك سه درهم ؛ عود هندى ، قرنفل و مر صاف ، از هر يك نيم درهم ، ادويه را كوفته و بيخته با سه وزن ادويه ، عسل كف گرفته به قوام آورده ، بسرشند . قدر شربت به قدر يك باقلى با آب گرم . [ 54 ] معجون جنطيانا : جهت صلابت جگر و سپرز و سدّهها و دردهاى معده و گرده و مثانه ، و تبهايى كه به طول كشد و جميع زهرهاى گزندهها را نافع است . صفت آن : جنطياناى رومى و فلفل سياه ، از هر يك ده درهم ؛ قسط المر ، ساذج هندى ، سنبل الطيب ، زراوند مدحرج و ريوند چينى ، از هر يك ، يك اوقيه ، ادويه را كوفته و بيخته ، با سه وزن ادويه عسل كف گرفته بسرشند . قدر شربت ، يك درهم با آب سداب .