محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

118

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

صفت آن : دانه انگور كه از سركه استخراج كرده باشند و بو داده مثل سرمه صلايه كرده ، سى و پنج مثقال ، تخم مورد ، شصت مثقال ، خرنوب نبطى ، گلنار ، جوزبوا و جزمازج ، از هر يك ده مثقال كنند ؛ نانخواه ، سعد ، مصطكى ، سنبل الطيب ، از هر يك پنج مثقال با شكر يا عسل به قوام آورده و با دو وزن ادويه بسرشند شربتى تا سه مثقال . [ 24 ] جوارش مفرّح : تأليف كندى جهت رفع حزن و تقويت [ بدن و ] معده و نيكو كردن رنگ رخسار و بوى دهان و عرق به غايت مؤثر است . صفت آن : گل سرخ ، شش مثقال ؛ سعد ، پنج مثقال ؛ قرنفل ، مصطكى ، سنبل الطيب و اسارون ، از هر يك سه مثقال ؛ خرفه و زرنب ، از هر يك دو مثقال ؛ بسباسه ، جوزبوا ، قاقلهء كبار و صغار ، هر يك ، يك مثقال به وزن ادويه آملهء مقشّر در سه رطل آب بجوشانند تا به ثلث رسد و از پرويزن بيرون كرده با يك رطل به قوام آورده و بسرشند و اين نسخه ، بعينه نسخهء نوشداروى هندى است ؛ مگر در وزن [ آمله ] . [ 25 ] جوارش سفرجل : به دستور جوارش تفاح است و در تقويت معده ، ابلغ از آن و طريق ساختن در جوارش تفاح مذكور است و به جاى سيب ، به شيرين بايد كرد . فصل چهارم : در معاجينِ كبار و صغارِ باهيه و مسهله : هر چه متضمن تعديل و تلطيف [ و تقطيع ] و تفتيح و تسمين و جلا و حفظ صحت و تحليل باشد آن را « معاجين » نامند و هر چه از آن جمله مشتمل بر ادويه قوى التّركيب و ذو الخاصيه باشد و مدت بعيد از مزاج نيفتد آن را كبار نامند و عكس او را صغار و آنچه متضمن ثوران حرارت غريزى و قوى و ارواح باشد كه باعث سروراند ، آن را « مفرّح » نامند . شروط تركيب معاجين به نهجى است كه در ترياق مذكور شد و بايد با عسل سرشته شود . و در فصل زمستان ، عسل را سه وزن ادويه و در تابستان ، دو وزن ادويه فرموده‌اند و كمتر از دو وزن را جايز ندانسته‌اند و بعضى به وزن ادويه در بعضى تراكيب قائل شده‌اند و اكثر ، در همهء فصول به سه وزن قائلند ؛ خصوصاً معاجين كبار را ؛ چه غلبهء عسل ، مانع تعفن و موجب امتزاج و نفوذ قوت ادويه در اعضاء و قبول طبيعت و حافظ قوت اوست و سبب اين كه كيفيت عسل را در مزاج تراكيب اعتبار نكرده‌اند ظاهر نيست