بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
641
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و هر دو روى آن را به اين آجر و نمك سوده بپالايند و در نه كوزه قدرى از ان بپاشند و يك ورق را مىنهند و از ان سوده قدرى بران مىريزند چندانكه ظرف پر شود انگاه كه ظرف پر شود سر آن را به گل حكمت بگيرند و ديگدانى سازند به اندازه كوزه و كوزه را بر سر آن ديگدان نهد چنانچه از هر طرفى منفذى بود كه آتش از ان به بالا برآيد و بر گرد آن همچنان گنبدى زنند فراخور آن دو و سه منفذ در ان بگذارند و يك شبانروز در ان ديگدان آتش كنند چنان كه از سوراخهاى بالاى كوزه بيرون آيد انگاه آن را برآورند و ورقها را بشويند و بكوفتن نازك سازند و به كار دارند چنان كه معلوم شد نقره مليعه مغشوش بزوپاس بود و آن چنان است كه گاهى بهبندد در خور آن از خاكستر كوزه آهنگرى و يا از آجر و خاكستر و استخوان سوخته نقره را اندر ان گذارند و نصف آن سرب پاك اندر ان نقره گذارند دوم بران ميدند از بالا چنان كه سربها جمله سوخته گردد و نقره صاف شسته بخرج اندر آيد در گاهوبيگاه همچون شاخى نقره از ميان گاه سر برآورد همچون پرده سفيد به روى وى پديد آيد و بسته گردد آن را بردارند و سحق نموده به كار دارند بيضه سيماب چنان بود كه آن را از لتهء سفت بگذرانند تا هر خاكى و جرمى كه اندر وى باشد در لته بماند و بيخته آن را به كار دارند تنقيه مس اگر بدستور نقره ميسر باشد پروردن احجار بتخصيص توتيا بانواع بود امّا آنچه در غوره و اشباه آن پرورند كه عصاره آن بگيرند و توتياى سوخته را نيمكوب در ان ريزند و در آفتاب نگاهدارند چهل روز سر آن را بكرپاسى هفت تو ( سفت ) بسته دارند تا كرد و زير نرود در آب نگاه دارند و ظروف چينى بايد يا شيشه بعد چهل روز برآورند با شيشه و همچنان خشك ساخته سحق كنند سحق خوب و نرم بيخته نگاهدارند از آنچه در حبوبات پرورند مثل شلغم يا در فواكه مثل سيب بايد كه سر آن را بردارند ميان خالى كنند اندكى توتياى نيمكوب در ان كنند و سر آن را بنهند و در خمير گيرند و در شيب آتش پخته سازند و برآورند و خشك كنند و سحق و بحل كرده نگاه دارند و آنچه در شكم حيوانات چون موش پرورند همچنين بود كه در ميوها گفته شد شستن احجار آنچه از احجار شستن آن مقرر و دستور بود لاجورد و دهنه و سيلوى خطاى و حجر ارمنى و توتيا و آنچه بدنها نزديك بود و على انها بوجه الاحمال همانست كه در ملعبه آنها مذكور گشت شستن شنگرف و زرنيخ و سرنج چنان بود كه بر سنگ سماق و سنگهاى هموار و صلب يا در