بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

634

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

نبات و انجره نيمكوفته دو من در ده من آب مىزنند چندانكه نرم گردد و جدا شود پس آن را بيالايند و پياز و نرگس نيمكوفته و دو سير و تخم انجره و شبت سير و تخم خروع نيمكوفته پنج سير كرنب يك سير زفت سه سير شير خر سى من درافگند و چندان بجوشانند كه به آب تا يك من آيد آن را صاف بيالايند و سه سير روغن بلادر پخته گرفته بيگفنند سير روغن كنجد آميخته اندر ان ريزند و نرم مىجوشانند تا آب برود و روغن بماند و اين بر عضو مالند و مداومت نمايند در مواضع گرم فربه كند و اگر بر تمام تن مالند همچنين نافع بود و بادها و ورمها و بد را تحليل كند مجرب است دهن المفاصل از مخترعات مصنف اجزاى تركيب آن بگيرند مار سياه و يا افعى را سر و دم افگننده و پاره در شكم كنند و او را بروغن شبرق اندازند و بعده در آفتاب تابستان چهل روز بپرورند و آنكه در آب شبت بجوشانند و بيالايند و روغن كنجد برافگنند و نرم مىجوشانند تا آب برود و روغن بمالند هم نيكو بود اين روغن تحليل اكثر ورمهاى صلب كنند به تخصيص از مفاصل دهن الاوجاع از مخترعات حكماى هند اجزاى تركيب آن بگيرند علف بيخ تاتوره كوفته و تاتوره نيمكوفته يك من در آب بدستور بجوشان چون نيك پخته شود و بالاى وى آن آب تخم تاتوره كوفته در ان اندازد و ساعتى بجوشان و ديگر به بالاى پس قدرى روغن پنبه‌دانه درافگن و نرم مىجوشان تا آب برود و روغن را نگاهدارد و اكثر دردها را تسكين دهند چون فاتر بمالند داروى آئينه فرنگ از مخترعات حكماى فرنگ و مجربان ايشان اجزاى تركيب آن بگيرند زيبق و مصطگى و تربد از هر يكى سى درم كندر و مردار سنگ و توتيا و سفيداج از زبر و صمغ آلو از هر يكى بيست درم زاج سفيد و پوست نارنج و دهتوره و مليا و صمغ سرد از هر يكى ده درم چنانچه پنجاه درم زيبق را به حنا خاك كنند و دواى ديگر جمله را كوفته بيخته آن را نيكو با آن خلط كرده يا روغن گل و روغن پيه خوك و روغن زيت و روغن دنبه بسرشند بقوام قيروطى چنان كه زنيق زنده نشود نگاه دارند ديگرى از مجربات اهل عراق و خراسان و آذر بايجان اجزاى تركيب آن بگيرند سيماب چهل درم مصطگى سى درم كندر بست درم مردار سنگ ده درم حنا پنجاه درم صمغ سه و پنج درم عود غرقى يازده درم جمله را به همان دستور و روغنهاى مذكور بسرشند و نگاه دارند من روغن مغز زردآلو تلخ را بجاى دنبه در روغن