بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
628
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
تخممرغ و فلفل گرد از هر يكى شش مثقال هليله سياه بزرگ و زنجبيل و بورهء ارمنى از هر يكى يك مثقال و نيم عاقرقرحا جمله را دق و سحق نيكو نموده از منخل سفت بگذرانند و نگاهدارند و بعضى گوگرد و زرنيخ و شونيز و زيره از هر يكى نيم درم ضم كنند اجزاى سرورس صغير و تركيب آن بگيرند بچناك اعلا و قرنفل از هر يكى يك مثقال زنجبيل دو مثقال فلفل گرد سياه سه مثقال جمله را باهم دق و سحق نموده از لته نيم سفت بگذرانند و نگاه دارند و بعضى به جهت قوت باه از ادويه باهيه چيزى با اين ضم كنند و بايد كه در حين كوفتن سموم قبل از خلط بينى و دست را از آلوده شدن بگرد آن نگاه دارند و سم را اولا و همراه فلفل سحق نيكو كنند انگاه با ديگر ادويه كه سم بدان كشته گردد بعضى به جهت مزيد قوت آن فلفل ضم كنند و آن غلط است چه فلفل چيزى كه سميت آن را بشكند و قوت آن را كم كند نيست ليكن بعد العادة مختاراند و آنجا كه قوت او را زياده طلبند فلفل كمتر كند و سم را بيشتر و اگر سم ضعيف يا كهنه باشد اجزاى قتاله كم بايد كردن اجزاى مهارس و تركيب آن بگيرند اجزاى سرورس كبير به شرطى كه بچناك را يك مثقال و نيم كنند و فلفل را سه مثقال سازند و باقى به حال خود باشد و از احشاء منقوله از هر يكى سبع مجموع ضم كنند و باهم دق و بحل كنند و نگاهدارند و شربت بسيار باشد از سرورس ليكن پرهيز آن همان بود و دستور خوردن همان و بعضى بيش را اول مىزند و انگاه داخل جمله مىسازد و گويند كه آن اسلم است سفوف مقوى و اجزاى تركيب آن از مخترعات مصنف بود بگيرند دارچينى و باديان و مصطگى از همه برابر و جمله را دق و سحق نيكو نموده بپزند و نگاه دارند و جهت اطفال گاهى يك جزو نبات اضافه كند و شربتى آن مقدار كه يك نوبت بسر سه انگشت بردارد تمام بود و دو كرت برداشتن نيز بعضى را جائز است و اطفال را نصف آن كافى بود سفوف الاطفال از محترقات مجربان ديار ما اجزاى تركيب آن بگيرند هليلهء زرد و مصطگى و غلاف بيرونى پسته از هريك يك جزو باديان و پوست نارنج و پوست انار شيرين از هر يكى نيم جزو جمله را باهم سحق و بحل باريك كرده نگاهدارند گاهى بىآب و گاهى در آب و گاهى در عصبه فواكه نافعه بوقت حاجت بخورانند و اگر جهت رغبت اطفال نصف جمله قند اضافه كنند شايد ديگرى مردار سنگ و باديان