بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
591
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
تا مثقال ذوفرا آن را دينارويه گويند و طبيعت آن گرم و خشكست در سوم درجه خوردن و طلا كردن لسع عقرب را نافع آيد و مار از بوى آن بگريزد و مستعمل از نباتات و تخم هر دو بود سير آنچه بستانى بود گرم و خشككننده مزاج باشد در سوم درجه يا چهارم درجه اثر باقى است آن در بحث مياه رويه ايما شده و گويند كه قوت ثوم برى بيشتر است و ليكن هنديان بستانى را بكارند فلفل گرد سياه و سفيد بود سياه آن اقوى باشد و طبيعت جمله گرم و خشك است تا آخر سوم درجه چون آن را با سم بيش سحق نيكو كند سميت آن را بشكند و قوت آن را كم نسازد و اين خاصيت به هيچ دواى را نيست الا قليلى در زنجبيل واقع است چنان كه گفته شد ازين جهت كه حكماى هند چون رس مىسازد اول آن را با فلفل سحق مىكنند و مىگويند كه دين گشته مىشود و طلا كردن آن با سركه نو لسع عقرب و زنبور عظيم نافع است و مجرب و اكثر لسوع را با سركه يا خمير يا آب ليمو يا غوره يا حماض يا اترج نافع پوست بيخ كبير طبيعت آن گرم و خشكست در آخر دوم درجه و گويند كه آن پادزهر بيشست و در شاخ تازه و برگ غنچه گل و بار كبر هم ترياقى نيكوست جهت سموم و لسوع و بخور پوست كبر جهت ضرر اكثر به هوش و استرخا مفيد آيد مريكى صمغيست معروف و كثير الاستعمال طبيعت آن گرم و خشك بود در دوم درجه بهترين غير مشوش باشد كه رنگ آن بسفيدى بسرخى گرايد و خوشبوى بود و باصفا و آن ترياق عفونات بود و آشاميدن با شراب يا فلفل جهت لسع عقرب و زنبور عظيم نافع آيد و همچنين ماليدن محلول آن در سركه و اشباه آن مخلصه سهرتى و آن اصناف بود در شبانگاه و ولايت شام خوب ان يافته شود و بهترين آن بود كه كم برگ و بسيار دانه و تلخ و از آب دور باشد ترياقيت آن بمرتبه آنست كه چون از مقدار نيم درم از ان تا يك درم يا يك مثقال بخورند در مدت يك سال هيچ زهرى بر آنكس موثر نيوفتد بتخصيص سم مار و حشرات و در شيردان كه او محل يا به سيرست بسته شود همچو چوب و از چيزى كه در ميان فادزهر گاهى مىباشد گويند كه از چوب دواله مخلصات افنتين حشيشى است شبيه بدرمنه برگ ببرگ سعتر ماند و بعضى آن را شيخ رومى گويند و آن سوسنى و درمى و بنطى و خراسانى بود و بهترين آن سوسنى اطرسوسى بود كه بوى صبر كند طبيعت آن گرم بود از اول درجه و خشك در دوم درجه و گويند در سوم درجه چون با شراب بياشامند نهش منتن و عقرب را