بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
576
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
گويند كه چون يك عدس از ان بخورند بعد از يك هفته بميرند اما دواهاى زيانكار حيوانى كه آنها را از جمله سموم عد كردهاند ذراريح حيوانى بود چون زنبورى سرخ در اواخر بهار بر سر علفها بسيار جمع شوند و آب دهن و بول آنها بهر جاى تن كه برسد آبله كند و ريش گردد و از خوردن آن در وى پيدا شود كه از دهن تا مثانه را ريش كند و قضيب و حوالى بياماسد و درد گيرد و آب تاختن دشوار گردد و بول آنچه آيد خون بود و پارهاى گوشت و اسهال سحجى و غشى و اختلاط عقل و ضعف و اضطراب سخت پديد آيد و هلاك كند و آن ترياق عض به جهت كلب و سباع ديوانه بود شربا ارنب بحرى حيوانى باشد صدفى رنگ او بسرخى زند و اندر اندامهاى و اجزاى او بود همچو گوشت برگ اشنان از خوردن گوشت و خون آن نفس تنگ شود و چشم سرخ گردد و سرفه خشك مىكند و خون برمىاندازد و بول بازگيرد و آنچه آمد خون بود تا برنگ بنفس و درد معده و گرده و قى صفرا حادث شود و غايطه مخاطى آيد و عرق مىكند و علامت خاصترى آنست كه از ماهى ترسد و گوشت ماهى نتواند خوردن و هركه خلاصى يابد در سل افتد حربا حيوانىست كه بعضى جايها آن را آفتابپرست گويند از آنكه همواره روى در آفتاب دارد و از حرارت آفتاب رنگ رنگ برآرد و لختى بزرگتر از غطايه بود و از اصناف كرپاسه است چون بگزد كسى را مضرت سخت نكند و گوشت اين جانور گويند كشنده است و از خوردن آن درد دل خيزد و قى مفرط آورد شيخ گويد بيضهء او سم قاتلست فى الساعة جرد نوعى از موش دريائىست از خوردن گوشت و خون او زبان بياماسد و سياه گردد و درد و سوزش پديد آيد و چشم تاريك شود و خارش در همه تن تولد كند و طبيخ آن ترياق لسع هوام بود شربا و طلا سالامندار سلامند هم گويند آن نوعى از كرباسه است كه دنبال او بوده و كرباسه را كلس بود از خوردن آن درد معده خيزد و شكم آماس كند هر سال استسقا و كزاز و حبس بول پديد آيد و گويند زبان بياماسد و استرخا و زوال عقل حادث شود و باشد كه بر تن او جاى جاى سياهى مىآيد و عفن مىگردد و اگر كسى را بگزد هم قريب بدن امراض ظهور يابد و باشد كه حذر اعضا پديد آيد و لرزه كند و به آخر