بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
562
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
سوزش درون و غلبه حرارت و افراط قى و اسهال سحج و تشنج خشك و تحليل روح هلدوا يعنى زردچوبه مانند كاهى آن را در ميان زردچوبه زار يابند و بنا بر آنست كه زردچوبه را تا چشدنى تميز نكنند بلع و تنقل آن نكنند و اين در قوت بچهناك قوى و كالاكوت بود و جوگيان گويند كه زيبق را چون در جوف كرده طبيخ كنند در ميان عصير برگ تاتوره منعقد شود و حنفى ممشى از ان كسب كند كه در طرح مفيد بود و العهدة الى الراوى سنشاوا و سنتوا هم گويند يعنى زنجبيل مانند و آن را گاهى در ميان زنجبيل هم يابند و بنابرين زنجبيل را تا چشيدنى تميز نكند بلع و نقل نهكند و اين در قوت مانند بچهناك متوسط باشد و ببايد دانستن كه در زمينى كه سينگيا و كالاكوت و بچهناك اعلا مىرويد هيچ گياهى ديگر نمىرويد الا جدوار و آن نيز به چند ذراع دور تر برمىآيد و گرد بر گرد سم همچو خدم در گرد حكام و خاك آن محل بسياهى مايل بود و چنان نمايد كه گويا چربست و در موسم گل اين سمها هيچ حيوان گرد آن نگردد كه هر كدام بوى آن بشنوند هلاك شوند مگر حيوانى كه آن را موش بيش گويند آن حيوان در حوالى اينها جاى گيرد و از ان بيخها خورد هيچ مضرتى نيابد شيخ گويد مرغيست بحرى آن را آسمانى گويند و قتل الرعد هم گويند جهت آنكه از آواز رعد آسمان بميرد و اكثر خربق چون سم پيش به دو بخورانند غذاى او شود و هيچ مضرتى نيابد و جوگيان و حكيمان هند مدتها خوردن اين سموم عادت كرده باشند و بافسون نيز سميت اينها را بهبندند ايشان نيز بدانجا روند بوقت گل و بوقت رسيدن آنها و آنجا آنچه خواهند چينند و مضرت نيابند و جوگيان دم گرفته گل آنها را چينند و در طبيعت مطلق بيش ميان حكماى يونان دهند خلاف است هنديان جمله را سرد مىدارند در مرتبه رابعه جهت بعضى آثار و فساد اينها را تابع خواص اينها مىشناسند و حكماى يونان بيش را گرم خشك دانستهاند در مرتبه رابعه جهت بعضى آثار گوهر آن به حد گوهر روح يافتهاند و چون تجربه حكماى هند درين سموم بيشترست جهت آنكه دواى ملك ايشانست اعتماد در استعمال اينها بر قول هنديان بايد كردن و اللّه اعلم در طعم هيچيك ازين اصناف مذكوره تلخى و تيزى و سوزندگى نباشد الا در مهوات كه آن سوزاننده باشد و ليكن جمله اينها را حذركننده باشند و فى الفور از خوردن اينها حوضا بچهناك بعد عذرا شدن اعضاى دل بياماسد