بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

549

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

منفذ غذاى آن علاج آنجا كه سبب رطوبتى افلج آورده‌اند و از آنچه در علاج افلج و رجو گفته شده مجففى جهت آن اختيار بايد كردن در يك و زيره بستن فائده دهد و آنجا كه سبب بلغم غليظ تشنج كننده باشد بنوعى در تشنج بلغمى گفته شده عمل كردن نافع آيد و آنجا كه سبب باد غليظ باشد علاج كزاز مفيد بود و بالجمله در تمامى اقسام استفراغ و تحليل خلط و باد بسبب علت بايد كردن چنانچه مرارا طريق آن معلوم شده بعده تعديل مزاج نمودن و بدست محجمه و اشباه آن مهره را بجاى باز بردن و از دستورهاى كه در هر مقامى مذكور شده آنچه مناسب باشد مرعى بايد داشتن و اللّه اعلم درد سرين و عرق النسا فرق ميان اين دو مرض آنست كه وجع درك همين در سرين باشد و بر ران فرود نيايد مگر اندكى و درد عرق النسا بر درازى آن رگى كشيده باشد و بدين جهت باسم آن رگ كه محل‌ست موسوم بود بىذكر حال و عوام اين مرض را رگ قنيفه گويند و سبب هر دو ماده فصلى بود كه در درون موضع ريزد و بماند ليكن ماده در سرين در مفصل درك بود مادهء عرق النسا در مفصل درك و درين عرق بود و درد پرى پهن كه كشنده است تا بينه زانو محيط شده و فرود آمده هرچند كهنه گردد و مادهء آن فرودتر آيد و يا به پاشنه و انگشتان پاى هم رسد و گاه بود كه مادهء آنكه درين درد مذكور شد بىآنكه در مفضّل بوده باشد و بدينجا انتقال كرده و سبب ميل مواد بورك اغلب ضعف آن بود و بسيار نشستن بر چيزهاى صلب و باشد كه ماده وجع رحم بدانجا انتقال كند و اين درد پديد آيد و اكثر ماده سبب آن بلغم ماده سبب آن بلغم خام بود و اين مرض اغلب مقدمهء عرق النسا باشد علامات دليل هر خلطى چنانچه مرارا مذكور شده ظاهر بود و بسيار بود كه درين دو مرض چون كهنه شود سر استخوان از حقه بيرون خيزد و ساق در ان باريك شود و هر دو خداوند عرق النسا راست شدن و خم شدن دشوارتر بود و براز وى رطوبات مخاطى بسيار باشد علاج تدبير اين هر دو وجع تدبير وجع المفاصل بود ليكن اينجا چون ماده در غورتر و محفوظتر است در تدبير اين مرض‌ها ملاحظه و اهتمام پيشتر بايد و طريق كلى در علاج اين نوع امراض مزمنه گاهى كه نو باشد آنست كه نخست ماده و آن را باز جويند در تقليل آن كوشند بتفاريق و بقاياى آن را