بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
525
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و از همان نوع شربتها و غذاها ميسور آن به كار بردن و از همان نوع تدابير مرعى داشتن و در منع اين خون بالتمام كوشيدن فصد مريض بود يكى را اين مرض بود و جهت بستن خون او قرص كهربا و اشباه آن به دو دادند او شبكور شد و ديگر را همان علاج كردند كور شد و بران بماند و آنجا كه سبقت اشقاق رحم بود از سوء المزاج يابس و تدابير سابقه و علامات سوء المزاج خشك هم بدان گواهى دهد بمرهمهاى مناسب اصلاح بايد كردن چون مرهم اسفيداج و توتياى مغسول سرشته و هرگاه اين شقاق در ظاهر رحم نباشد اجزاى مرهمها را با پيه تازهء بز كوفته از ان شافى بزرگ ساخته از پيش به كار دارد و در تعديل و تبديل مزاج تن و رحم كوشده چون مزمن گردد از تدابير قروح امعا آنچه مناسب باشد اختيار بايد كردن و چيزهاى حابس و مغزى دادن و در ان نشانيدن تا بالاى ناف و هم ازين نوع چيزها بر حوالى ناف و كمرگاه ضماد كردن و آنجا كه سبقت شقاقى بود كه از زور ولادت يا بىاصوليهاى قابله افتاده باشد چون از چله بگذرد و باقى بود و مزمن گردد به همين نوع مذكور عمل بايد كردن و زمان آخر را كه مزمن گردد گويند كه پشت او سست شده و جهت اين در حمام قوابض گرم و غيره بر كمرگاه طلا كنند چنانچه سبقت بيان يافت مفيد آيد و بزردهء مرغ بر پشت و كمرگاه طلا كردن و بر بالاى آن مورد سوده و امثال آن و با كج سوده پاشيدن و مدتى قرار گرفتن و به آب سرد نشستن نافع آيد و مجرب است و اگر آرد عدس بر بالاى زرده طلا كرده باشند و كرپاسى خام بر بالاى آن بر كمرگاه بخسپانند و بگذارند تا بران خشك شود نافع بود و حلواى كه در پست آرد بعضى ادويه قابضه عطر مىپزند خوردن درينباب منفعت عجيب دارد و چندان بدان صحت يافتهاند بيان آن بگيرند پوست درخت رز را بكوبند و نرم بپزند و آن را با دو برابر آرد ميده آميخته در روغن بريان كنند و دوشاب برافگند بدستور تا حلواى ترى شود و در حين برداشتن اندكى مصطگى و دارچينى سوده برافگنند و بهم نيك خلط كنند و بردارند و آنجا كه سبب رفع پكاده بود او را بر خاكستر زر نشاندن و فادزهر حيوانى در دوغ سائيده دادن و تسكين فرمودن بسيار سودمند بود و جالينوس گويد در جميع انواع افراط حيض خوردن عصير خرتوله و تخم آن و در ان نشستن و بدان حقنه كردن از جانبين و خوردن شيرى كه جنت الحديد سوده در ان جوشيده بود