بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

522

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

موقوف است بر چند امر يكى مرغوبيت صورت دوم حسن سيرت و معاشرت و معاملت سوم تناسب آلت چهارم شدت شهوت پنجم موافق فراغت از انزال منى و رطوبت و بنا بر معانى حكما فرموده‌اند كه مناكحت با جميله اختيار كند و تا اشتهاى جانبين صادق نباشد صحبت ندارند و در وقت ميل صحبت رفع موانع تلذذ از مشغول بودن طبع بغرض نفسانى يا بدفع بول و براز و غيره حسب المقدور بكند و بخوشخوى و خوشبوى و خوشگوى و ملاعبه و ملاحظه و مساس و تغسل و اشباه آن ابتدا كنند و بعد صدق رغبت بر هيئت مقرر عام مشغول شوند و در اسال منى زوج خود را نگاه دارد چندانكه زن ابتدا كند و آن را توان كه باد مناع تفرس نمودن و در ان حال زوج فارغ سازد خود را و زن را در حال انزال سخت به خود كشد و بدارد چندانكه حركات فم رحم او كه شبيه است بحركات قضيب در حين انزال تمام شود و رحم قرار گيرد و انگاه باهستگى برخيزد زن همچنان مدتى زانوها را برآورده در آنها بهم نهاده قرار گيرد تا عقد و انعقاد صورت بندد و جهت ازدياد لذت براى زيادتى محبت و رغبت مذكور گفته‌اند كه عسل زنجبيل پرورده را به آب دهن حل كنند و بر قضيب بىلته طلا كنند و بگذار تا خشك شود انگاه صحبت دارند و چون مكرر شود اين عمل لذت و محبت عظيم حاصل آيد و طلاى كبابه بعسل و آب سرشته رقيق و حلتيت بعسل و آب دهن سرشته رقيق و عسل و فلفل پرورده و به آب دهن حل كرده همين حال دارد و جهت مراعات تناسب همچنين براى ازدياد لذّت و محبت و در تعظيم يكى و بعشق ديگرى هم سعى فرموده‌اند چنانچه در كتب ايشان مذكورست و تاثير اين اختلاف و محبت زوجين در حسن سيرت و اختلاف فرزند هم بسيار است و اللّه اعلم افراط حيض و احتباس آن بدانكه استفراغى كه موجب صحت مزاج زنان‌ست رفتن حيض است باعتدال آن قانون طبيعىست و هرگاه اين استفراغ از قانون بگردد چنانچه بيشتر رود و يا بازايستد يا سخت كم شود بىآنكه بغذاى جنين صرف شود موجب حصول امراض گردد در در بدن ايشان چنانچه اكثر بتقريب ديگر اسباب امراض مذكور شده قانون طبيعى در احوال حيض نزد اطبا آنست كه از پس ده سالگى تا چهارده سالگى پديد آيد در ابتداى بلوغ زنان از ان محل بود و هر ماه يك نوبت ظاهر شود و در مدت آن ظهور اقلا سه روز