بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
515
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
مذكور و بوئيدن عطريات و خوردن اغذيه عطر و پرقوت بصلاح آمدند و اللّه اعلم باب بست و يكم در بيان احوال توالد و پستان از تركيب و وضع و منفعت و امزجه مختلفه رحم و امراض مخصوصه به زبان و اسباب و علامات و معالجات اينها و دلائل حصول حمل و تدابير احوال حمايل و منع كردن ابستنى اما تركيب و وضع و منافع رحم و ثدى بدانكه رحم كه آن را به فارسى زهدان گويند مركبست از غشاى عصب مانند بيحس و گوشتى غضروف مانند كه گردن آنست و عصبى طوق مانند كه در درون ويست و حس بوسيلهء آنست و شرائين و عروقى كه روح و غذا به دو مىرساند و شكل او همچو آلت مردانست بازگونه چنان كه گوئيا رحم بجاى خريطه خايهاست و گردن رحم بجاى قضيب و محل رحم درون فرجست ميانه مثانه و روده مستقيم و از مثانه درازترست و مقدار درازى از عرض شش انگشت تا يازده انگشت معتدل و آن برباطهاء محكم بود و به رباطهاء آن بعضى مبرهاى پشت باز بسته است و بعضى بناف و حدود مثانه و اصل رحم دو توست توى اندرونى آن چون دو رحم است بهم ديگر باز نهاده از راست و چپ چنان كه اگر توى رويين او را باز كنند دو رحم پديد آيد و گردن يكى بود و منفعت دو تو بودن و غشائيت آن همچنانست كه در مثانه گفته شد و منفعت دو بودن تجويف آن همانست كه در اعضاى دوگانه مبين شد و گوشت غضروفى و گردن رحم شكن بر شكن نهاده است درازتر و كوتاهتر شود و تجويف رحم ما دام كه آن تمام پاليده شود تمام گشاده نگردد و غشاى رحم هرچند فرزند بزرگ شود گشاده گردد و چون فارغ شود بآهستگى بهم بازنشيند قريب به حال اول و زنان را نيرو و خايه است ليكن بيضهاى ايشان كوچكتر است و گردتر از بيضهاى مردان و پهنى مائلست و هريك اندر غشاىست جدا از هم و اندر دو جانب فرج نهاده و ادعيه منى ايشان هم برشان ادعيه مردانست ليكن ادعيه ايشان از يكسوى تمام به بيضه پيوسته است و سر ديگر آن كه محل خروج منىست سوى رحم است تا منى ايشان اندر رحم افتد و جمع شود جهت توليد فرزند و منفذ ادعيه ايشان تنگ بود ازين جهت انزال ايشان دفعه دفعه واقع شود و بيكبار فارغ نشوند و بدين سببست كه از تكرار از جماع