بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

510

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

پيوسته چيزى گرانى محل بر قضيب بستن فرموده‌اند نافع يافته‌اند و يا سبب آن قصور فعل عضله راست‌كننده آن بود از جانب مخالف ميل و يا زورى بود كه بنفس عصب آن رسد و گرهى و گجى پيدا كند شخصى عرب عورتى را ديد تشددى پيدا شد و ميل برو غلبه كرد از غايت اضطراب آن را تاب محكم داد شكستى و ورمى در آن پيدا شد و گرهى در يك جانب آن و كجى در جانب ديگر آن بماند علاج آنجا كه سبب فتق يا شكست بود اصلاح نتوان زيرا كه مضرت اصلاح پيشتر از مضرت كجى آن بود و آنجا كه عضله از يك جانب سستى كند روغنهاى گرم بتخصيص دُهن راحت و آنچه بدان ماند طلا بايد كردن و از سرديها حذر بايد نمودن و شيافهاى مقوى اعصاب استعمال نمودن و امثال اين اعمال چنانچه در ابحاث سابقه از جنس اين تدابير مذكور شده و اللّه اعلم شبق كاذب غالبِ آرزوى جماع نه بر قانون طبيعى و يا عدم استطاعت آلت و قوت بدنى حسب المراد اغلب سبب باد بواسير و شقاق بود و علامت كذب آن آنست كه پيوسته دغدغه بيموقع مىباشد با نعوظ و بىنعوظ همچو حكه و چون مباشرت واقع شود با آنكه به دو توانسته باشد بهم رسانيدن ضعف عظيم از آن به دو رسد و مع ذلك اصل دغدغه لختى باقى بود و دردى و تمددى در شرج دريابد و گاه بود كه اين حال بسبب غلبهء منى حكه‌آورنده و ضعف بعضى از اعضاى رئيس افتد و خاريدن در دغدغه مجارى و مذاكير و ضعف و تسلى نيافتن و دلائل ضعف عضو رئيس بدان دلالت كند علاج آنجا كه سبب باد بواسير و شقاق بود تدبير آن بدستور كردن نافع آيد و آنجا كه سبب تيزى منى بود گاه گاه استفراغ آن به مباشرت زنان تازه سرد المزاج بايد كردن درين اثنا تقويت اعضاى رئيسه كردن بدستور مذكور و بقى و بفصد و حجامت و مسهل بادهاى حاد را كم ساختن و تعديل مزاج كرده باستعمال ادويه و خنكيهاى مناسب اين اعضا نمودن و اكثر اين تدابير چون سبقت بيان يافته حاجت بتكرار نباشد و اللّه اعلم ضعف قوت باه سبب قلت رغبت جماع و قلت اقتدار بر آن يا كمى ماده منى باشد به جهت سبقت تدابير كم‌كننده آنها مطلقا و يا يكى گرمى و حدت مدغدغ منى بود بواسطه تبريد مبرده و يا برد خصيه و اوعيه و خامى آن و يا ضعف قواى بدنى بود چنانچه بعضى ناقهان را واقع است و يا مشغول بودن طبيعت بود به امرى از مهمات بدنى يا باعراض نفسانى چون غم و