بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

502

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

علاج پذيرد علامات آنچه ريحى بود هيچ گرانى نكند و چون دست بران فشارند زود تهى گردد و چون دست بردارند زود پر شود و بزورى و حركتى و قراقر و تمدد بسيار كند و گاه باشد كه خصيه صاحب آن مقدار خيكه پرباد شود و زنان را در كش ران اندكى پديد آيد و آنچه مائى بود گرانى بسيار كند دير خالى شود و تا به پشت باز بخسپند خالى نگردد و پوست خايه با ان روشن و براق باشد و چون بجنبانند آواز آب محسوس شود و هيچ قرار نكند و آنچه ثرى و معالى باشد چون به پشت باز چسپند به جائى بازرود و گرانى كمتر ازين كند و باشد گاهى باد هم با ثفل همراه و از كيسه و غيره به جهت امتلا بتخصيص عور يد بجاى بازرود و احتياج افتد كه در آبزن نشانند و تمريخ كنند انگاه به پشت خوابانيدن و بدست فشاردن اندك‌اندك تا بجاى بازرود يا بر پهلو خفته رانها بهم فشارد تا بازگردد و آنجا كه باد هم با ثقل باشد بىدرد نباشد و بسيار بود كه معده هم با آن درد كند و آنجا كه ثرب و روده هر دو در محلى درآمده باشد چون بفشارند اول روده بازرود و انگاه ثرب و بلمس توان دريافتن علاج اصل كلى در اصلاح اين مرض مطلقا دور بودن آنست از اسباب سابقه و فرودآورنده چيزها بدان محل از مولدات مواد ريحى و مائى و دفع و اخراج آنها و نيك ساختن مجرى كش ران از گوشت و غشاء و رويانيدن پردهء پاره باشد اگر ممكن بود و الا منع كردن درآمدن چيزى بدان بدير بستن و فى الجمله طريق مفيد در دفع باد آنست كه پيوسته چيزهاى بادشكن در ممر و محل آن بضماد و كماد و طلا و غيره به كار دارند و در احليل او از آنها چكانيدن و بشياف نيز از آنها استعمال كنند و در غذا و دوا همه از آن نوع دهند و بدست آن را از محل اخراج كرده باشند از محللات باد و شكننده آن بر ممر ببندند محكم چنان كه نزول باد بدانجا به سهولت نتواند بودن و هر بار كه چيزى درآيد همين نوع عمل مىكنند و در نيك ساختن مجرى مىكوشند و باكثر خصوصيات اين در فتق كودكان اشارت شده در بعضى از علاج استسقا طلا هم نافع آيد و مداومت ماليدن دهن راحت و قطران و بستن ريگ و زيره گرم كرده و در ميان آن نشستن مفيد بود و اخراج آن شق هم ممكن بود شخصى را اين مرض بود و خصيه او مقدار خربزه شده بود و چون بر پالان سوار شدى چنان نمودى كه گويا خربزه در پيش گرفته