بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
427
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
يا آهن تاب كرده و از ان زودتر اثر كند و كشكابى كه بهى و تخم مورد در ان جوشيده باشد و گل ارمنى سوده در ان ريخته باشند دادن در جمله مفيد آيد و همچنين شير سنگتاب يا آهن تاب كرده كه طباشير و صمغ عربى و نشاسته بريان كرده و سوده بر ان ريخته باشد دادن در جمله مفيد آيد و همچنين پوست خشخاش را سوده و بر شراب انجبار يا مورد ريخته لعق فرمودن و ابن مره گويد خوردن گل ارمنى مقدار يكرطل بغدادى در يك روز بتفارق اسهال خون را مطلقا عظيم مفيد بود و اگر آن نباشد گل سرشوى خوب هم قريب بدين منفعت رساند و احتقان بدين گلها در شير آهن تاب يا سنگتاب حل كرده هم فائده بسيار بخشد و حقنه كه از طبيخ خود برنج و وزه ( 1 ) بريان و گلنار و زرد و لسان الحمل و خطمى و پوست خشخاش و تخم و برگ مورد و زردهء تخممرغ پخته و اندك روغن گل يا قدرى پيه بز يا هر دو ساخته باشد بسى نافع و شيخ گويد پيه بز انفع مغزيات در حقنه و اگر صمغ بريان كرده و دم الاخوين و سفوف الطين و سير و كهربا اضافه كنند اقوى باشد و جمله حقنها در امراض رودهاى سفلى غليظ فائده نيكو دهد و خوردن مغزيات و حوابس در امراض امعاء وقاق عليها مفيد آيد و آنجا كه سبب خلط حاد بوده باشد و خلطى باقى بود و قوت بر جاى مانده باشد نخست تنقيه بايد كردن بعده ديگر علاجها امّا در صفرا خيار شنبر و آب كاسنى و عنب الثعلب و اندك زعفران بايد دادن و در خلط مالح و سودائى مطبوخ هليلهء زرد و سياه و مويز و خيار شنبر بايد فرمودن و آنجا كه سحج گردد و قرحه بزرگ شود جهت پاك ساختن گوشت مرده و رويانيدن گوشت صالح ماء العسل و جلاب و ايارج فيقرا چند نوبت بايد خورانيدن انگاه دوغ سنگتاب يا آهن تاب و شير سنگتاب يا آهن تاب دادن و غذاهاى كثيف مطلقا نشايد نشايد دادن و به هيچ غذا غالب و بيكبار نبايد دادن و از اغذيه حسوى كه از چند رؤس و پيه بط يا مرغ نر سازند موافق آيد و همچنين حسوى كه از جاورس مقشر و برنج شسته نرم سوده بريان كرده و در مطبوخ خشخاش پخته سازند و صمغ و نشاسته بريان اضافه كنند و اگر حرارتى غالب بود و حسو را در نقيع سماق به آب باران پخته دادن مفيد باشد و اگر حرارت تپ نباشد برنج كوفته در آب پاچه پزند و صمغ سوده بران پاشيده بدهند نافع بود و ربهاى قابض اكثر اوقات نافع آيد و پنير كهنه شسته و برشته چنانچه در اسهال گفته شد يك درم از ان بوقت خواب دادن نافع باشد و اگر يك دانگ پنير مايهء خرگوش بدهند روز تا شب سودمند بود و در روزى دو دانگ بتفاريق بدهند هم شايد و بيكبار نشايد دادن كه بيم قولنج باشد و دو دانگ از حبى كه از افيون و مازو و ثمره الطرياقات جمع ساخته باشند دادن منفعت رساند و در شبانروزى مكرر هم توان خوردن و حقنها كه سابقا مذكور شد مفيد باشد خصوصا كه علت در رودهاى پيشين بود و در حقنها عصارهء خرتوله