بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
392
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و استفراغات قوى كردن ميسر نيست و هلاك ساختن مرض به غير برانگيختن حرارت غريزى بتدريج و پوشانيدن احشا در اواخر اختلال عقل هم پديد آيد جهت فاسد شدن مزاج دماغ و روح نفسانى علامت استسقاى زقى بدين رنگ و روى بود و گرانى اطراف شكم با ورم و ورم عضلها و بعض اطراف چون تمامى پاها و باريك شدن گردن و پوست شكم براق و كشيده و بلند برآمده و اواز دادن شكم بوقت جنبانيدن همچو اواز خيك آبدار باشد كه بعضى را مذاكير هم آماس گيرد و انجا كه آب ميان رودها و ثرب باشد مريض بوقت حركت چنان پندارد كه رودهاى او در ميان آب مىگردد و اين قسم اغلب از انصداع عرقى باشد كه آب از ان ممر بجگر مىرسد و همچنين از ترشح كردن آب از حوالى امعا و ثرب نيز واقع شود و امّا قسم اول از تبخيرات افتد و از انصداع عروق حوالى گرده و مثانه و اشباه آن و هرگاه اين مرض مستحكم شود سرفه پديد آيد و از جهت مزاحمت آب به پردها تنگى نفس نيز حادث گردد و بول اندك باشد و بعضى را در پشت دستها اندك ورمى پديد آيد و اندر بيشتر وقتها سرخ بود جهت قصور تميز مميزه قوت ظهور آن از كمى آب و باشد كه آن رنگ صفراء حمرا بود نه رنگ خون پس درين مرض آب سرخ دائما دليل گرمى نباشد و آنجا كه سبب ضعف جگر آمدن سودا بوده باشد بقعر معده و از آنجا برود و صايم و از انجا بجگر رنگ و روى بسبزى و سياهى زند و آفت سپرز بدان گواهى دهد و آنجا كه سبب استسقا گدازش اخلاط بوده باشد از حرارت قوى بحسب آماس اندر كمرگاه و تهىگاه پديد آيد و بول و براز صديدى و غسانى باشد در اكثر استسقاها كه از گرمى افتاده بود اين علامات ظاهر بود و آنجا كه سبب آماس كبد بوده باشد با وجود آماس جگر ابتداى ورم در پايها ظاهر شود و سرفه خشك پديد آيد و بعد از ان ذرب معده تولد كند و ضعف زياده شود علامت هر سوء المزاجى از اسباب سابقه هم با علامات اين مرض ظاهر باشد و همچنين علامات سدها و آفات اعضاى مجاور و مشارك كبد و ظاهر شدن ريگى از مثانه و جمع شدن آب در فضا شكم متعاقب آن بىمقدمات ديگر دليل شق شدن مجرى باشد و اين در حقيقت استسقا نباشد و بدانكه اندر همه انواع استسقا نفس تنگى كند و شهوت ضعيف و تشنگى غالب باشد ليكن در بارد نسبت با حار كمتر بود و آماس در بارد زودتر از حار ظهور كند علاج بدانكه تدبير مطلق استسقا دفع ماده مفسده دفع سوء المزاج معده و كبد و مشاركان وى