بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
342
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و شيرين و آب آبى و آب سيب بايد فرمودن و بعد چهار روز يا هفتم هر روز شربتى از آب گشنيز و آب عنب الثعلب هر يكى يك اوقيه و چهار درم فلوس خيار شنبر و دانگى زعفران و اندك روغن بادام شيرين بايد دادن و ضمادى از آرد جو و صندل سپيد سوده تراشهء كدوى تر و عصاره عنب الثعلب و اندكى زعفران به كار داشتن و غذا برقرار و از هشتم تا چهاردهم شربت از عرق عنب الثعلب و عرق كاسنى و عرق باديان و عرق كرفس مقدار چهل درم يا چهار درم فلوس خيار شنبر و دو دانگ زعفران دادن و غذا و آب برقرار و اگر طبع را نرمى باشد زياده از مرارت قرص طباشير بعوض خيار شنبر يا روغن داخل بايد ساختن و يا قرص گل و يا رب سيب يا رب ابى دادن و ضماد از عنب الثعلب و گشنيز خشك يا تر و بنفشه و خطمى و آرد اكليل الملك و بابونه و بيخ ترمس و موم روغن گل بايد به كار داشتن بعد چهارده روز كه حرارت لختى كم شده باشد با بابونه و اكليل الملك و تفاح اذخر از هر يكى سه درم مصطگى و كهربا از هر يكى دو درم اندر قرص گل زيادت كند و به شراب انگورى بسرشند و اقراص كنند و به عرق عنب الثعلب جوشانيده و جاى كرده به مقدار لائق دهند و اگر قوت ضعيف باشد مح البيضى النميرشت قدرى توان دادن بعد هشت روز كه ماده تحليل كرده باشد و تپ آهسته شده جوجه مرغ خانگى توان دادن و در رشته و ماش برنج و آش جو كه از محللات مذكوره در ان جوشيده باشد چون آماس پخته خواهد شدن و چرك كردن و تحليل نخواهد رفتن نخست و روز زيادت آرد و تپ گرمتر آيد و اگر پخته شدن آن ظاهر شود و درد و تپ آهسته گردد و آماس بر حال خود باقى ماند چون ملمس معلوم گردد و يارى بايد دادن تا گشاده گردد و اين تدبير چنان بود كه شير تازه و آب گرم مىخورانيده بدست معده را مىمالند و مىجنبانند تا بگشايد چون گشاده گشت و كم شدن ورم و اعراض سگ و ظاهر شدن ريم در براز بدان گواهى دهد جهت پاك ساختن محل ورم از چرك ماء العسل گرم بايد دادن و آنچه خشك و مويز نقل فرمودن و اگر حرارت غالب باشد جلاب دادن و اگر دير گشايد مقدارى خردل كوفته اندر ماء العسل دادن و اگر ترسند كه تپ معاودت كند خمير ترش اندر آب گرم گداخته و اندكى لب خيار شنبر اندر ان حل كرده با اندكى روغن بادام بايد دادن بيان شربتى پزاننده بگيرش آب انجير دو اوقيه لعاب تخم كتان و لعاب حلبه از هر يكى ده درم زعفران سوده دو دانگ