بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

332

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

طعام فروبرد و فراخ‌تر مىشود و اين عصبها و رگهاى ديگر را كه اندر حجاب به دو نزديك‌اند نفشارد و مزاحم نگردد و مرى اينجا كه بحجاب فرود آمده است بتدريج فراخ‌تر شده است و آن جايگاه را كه آغاز فراخ‌تر شدنست فم معده گويند و جرم معده بمرى پيوسته است و تركيب هر دو نزديك بيكديگرست و غشاى درونى مرى و معده بغشاى اندرون دهن پيوسته در يك سطح واقع‌اند و بدين سبب كه اندر دهان اندك از قوت هضم نيست و چيزى كه آن را بخايند فى الحال اثر هضم اندر ان پديد آيد و ازين جهت‌ست كه چون گندم خائيده را بر دنبل نهند آن را پزاند و اگر پخته برنهد اثر نكند و غشاهاى رودها هم بغشاها معده پيوسته تا مقعده در يك سطح باشند و مرى فراخ‌تر از روده است و غشاى درونى هم قوىتر از غشاى روده است جهت آنكه مرى مجرى طعام ناگواريده است و روده مجرى گواريده و معده دو طبقه است و ليفهاى طبقه اندر دهن او اكثر درازست و بعضى مورب نهاده است و درهم بافته از براى نگاهداشتن آنچه بليف دراز اجذب كند تا آنكه هضم و كار معده باتمام رسد چه قوت ماسكه بر اندامها بليف مورب باشد و ليفها پره بينى او همه از پهناست تا بعد اتمام هضم اثقال را دفع كند و طبيعت هر يك را به محل خود كار فرايد و در مرى هيچ ليف مورب نيست جهت آنكه اينجا هيچ حاجت بامساك نيست بلكه مضرست و آنكه گاهى چيزى در وى لحظه بازميماند به جهت خشكى محل يا خشكى يا داخل يا بزرگى آنست و شكل معده گردست و پشت او كه ملاقى مهرهاى پشت‌ست بپهنى گرايد تا ملاقات هر دو باندام باشد و طبقه بيرون معده را آنجا كه قعر اوست گوشت بيشترست تا گرم‌تر باشد و هضم بهتر كند چه قعر او را همسائگى دل و جگر كه او را گرم دارند و درست و شاخى كه از عصب‌هاى فم شش بفم معده آمده است و اندر وى گسترده شد تا از نقصان غذا و حاجتمندى بدانكه آن را گرسنگى گويند خبردهنده باشد و اين حس گرسنگى بتقدير حق تعالى جز اندر فم معده نباشد چه اگر در ديگر اندامهاى اين بودى آدمى در گرسنگى بيطاقت شدى از خارش و سوزش همه اعضا و شريانى و رگ اجوف از دل و جگر بجانب محدب معده رسيده‌اند و شاخها زده و در همديگر بافته شده اصل ثرب كه آن پرده پيه است و بر معده به امعاء پوشيده است ازين رگها بود و از بعضى شاخهاى صفاق كه از پرده ثرب و درون عضلهاى شكم بر همه احشا پوشيده است و رطوبتى چرب و لزج كه آنجا مىرسد و بر آن بسته مىشود و پيه ثرب آنست و منفعت آن حفظ حرارتست بر معده و امعا و غيرها و اصل صفاق از سوى بالا از حجاب سرشته باشد