بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

304

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

بعطرهاى خنك و عرقهاى عطر خنك و شربتهاى كافور و بغذاهاى خنك و نرم و ترك گرميهاى و بطلاهاى خنك بر ميان شانها سعتر برنج دوالمى ترك حركات و اسايش جستن در هواى خنك و بتلئين سودا سعى بليغ بايد كردن و آنجا كه حرارت غريبه در دل باشد در تبريد مزاج مبالغه عظيم بايد نمودن و هواى مسكن را خنك و خوش ساختن و نقل هواى درين جمله بسى منفعت بخشد و اصلاح حال سپرز در سوداوى بىشبه بايد كردن و اگر دم سوداوى غالب باشد فصد باسليق چپ نافع آيد در غلبهء فصد باسليق هر دو لازم بود البته اينجا فصد قبل از تنقيه منفعت عظيم دهد و تفصيل اين اصلاحات در امراض آنها مبيّن گردد و اهل تجربه يافته‌اند كه گوشت راسو و شش روباه و شش گورخر خوردن در جمله اين مرض نافع بود و خشك اينها را سوده چند مثقال هر روز با سكنجبين عنصلى دهند بسى نافع آيد و گفته‌اند كه مر و سيلخه و قسط و زعفران جمله برابر سحق كنند و به شراب بسرشند و قرصها سازند و بر روى انگشت افروخته بخور كنند و خداوند ربو دور آن را بدهن بگيرد مكرر نافع آيد طبيخ هلدا چنانچه در بلغمى گفته شد بعد كهنه شدن سوداوى بسيار نفع باشد جوانى را اين مرض كهنه شده بود گفتم تا هر شب مقدار باقلاى مرمكى فرومىبرد و غذاهاى چرب نرم مىخورد بىگوشت مدتى را به همين صحت يافت و اللّه اعلم نفس الانتصاب اين چنان باشد كه صاحب آن ناراست نه‌ايستد يا ننشيند و تا گردن را راست به بالا برنكشد نفس نتواند كشيدن و اين نوعى بود از ضيق صعب بدتر از ربو و سبب اين خلطى عظيم و غلبه بود در مجارى ريه و باشد كه بسبب آماس شش يا حجاب غشاى سينه اين حال پديد آيد علاج آنچه عرض بود تدبير مرض بايد كردن و آنچه از غلبهء خلط غليظ افتد علاج ربوى مزمن بايد كردن و نرم داشتن طبع پيوسته در جمله ضيقها نافع آيد و همچنين حريره كه از شير خر سازند و چند كس را ديدم كه جهت ربو و انتصاب بر چال پيش حلق و هر دو طرف قصبه داغ نهادند فائده كرد و اللّه اعلم سعال حقيقت سرفه همان‌ست كه در صرع گفته شد و موذيات شش كه سبب حدوث آن مىشوند يا ماده نزله بود يا دود سخت و يا گرد غالب كه با هواى نفس بقصبه و شش دررود و يا خلطى كه اندر شش بواسطه سوء المزاجى پديد آيد مستقر شود چنانچه در ربو گفته شد و يا كيفيت غلبهء ماكولات و مشروبات از طعم و غيره كه بمجاورت مرى و حجاب قصبه و شش وحشت يابند يا سوء المزاجى گرم ساده بود در شش كه مواد و غذاى كه به دو نمىآيد گرم سازد و از ان و از بخار