بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

250

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

تيز طعم و شور و سخت ترش حذر كردن و شير زنان بر چشم طلا كردن و كحل و گلاب و آب سماق كشيدن و نوعى كه در ضعف بصر گفته شده مرعى داشتن و اگر از جهت نظر بر برف و سفيديها افتاده باشد علاج قمور به كار بايد داشتن و اللّه اعلم خيالات اشكال و الوان بود كه در نظر آيد بىآنكه موجود باشد و اين گاهى ضعيف افتد و همچو مويها بافته مشبك و يا توى بر تو و همچو زنجير و يا مثل غبارها نمايد و اين خود اكثر كسان را واقع باشد چون در هوا نظر كنند و اين طبيعى بود و سبب اين قوت بصر باشد كه بخارات چشم يا رطوبات روى حدقه و غلظت بعضى اجزاء آنها را مصور بيند و امّا آنچه غالب شود و سياه‌تر نمايد يا مثال دود بود يا همچو بخار كه از آتش تنور خيزد يا همچو عكس آفتاب كه بر آبهاى خورد غالب تافته باشد و بر ديوار افتاده و از باد جنيان بود و يا الوان و يا آنچه نمايد و يا نصف چيزها را بيند و نصفى را نه‌بيند و يا ميانگاه چيزها ببيند و يا خيالى از چيزها به نظر آيد همچو سايها درگذرد و يا صورتهاى غير معلوم مهيب و ناخوش‌آينده و يا همچو مگسها و پشتها و مورها نمايد و چيزها در ميان دود و بخار بيند و يا لكهاى سياه بيند اين جمله ناطبيعى بود و بعضى ازينها متمكن دو بر پاينده باشد و بعضى لحظه بدارد و بر طرف شود و باز عود كند بعضى زودتر و بعضى ديرتر بمناسب اسباب و سبب اين مرض يا تيره شدن روح بود از برآمدن بخارات تيره‌كننده از بهر خلطى بدماغ همچنانكه در ماليخوليا گاهى مىباشد و در وقت بعضى بحرانها و در وقت برسام هم مشاهده مىشود احيانا و علامت آن در غير مرض زود رفع شدن آن خيالها و ضعف دماغ و معده بود و قوت يافتن بعد غذا و نمودن هر لونى بر خلطى كه سبب بخار بود دلالت كند و يا كدورتى بود كه در رطوبات چشم يا در طبقات آن پديد آيد چنانچه هرگاه اجزاى بيضيه بعضى غليظتر شود از بخار تيره يا از خلطى يا از كيفيتى و آن اجزا متفرق بود پيش چشم خيالها نمايد چون پشه و مگس و خطوط و مانند آن و اگر بر يك محل واقع باشد چون ميانگاه مثلا هرچه را بيند ميانگاه آن را سياه بيند با خيالى و اگر يك كنار بيضيه تمام مكدر بود همه چيزها را يك نصف بيند و برين قياس و اگر لون بيضيه متغير شود تغير آن از هر خلطى كه باشد لون آن خلط در ديدنيها بيند مضرر دارد مركب را مركب و اگر بخارى غليظ از اخلاط درو سارى باشد سايه آن بخار بلون و شكل خويش نمايد و تغير لون جليديه همين حكم دارد و كدورت زجاجيه بواسطه رسيدن غذاى كدر از ان بجليديه به هم داخل بود درين اسباب و امّا در قرنيه چون كدورت و كثافتى پديد آيد از سدهاى قوى