بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
246
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
خاص بدماغ و صاحب آن از دور همه چيزها را بد بيند و يا سوء المزاجى بود خاص بجمله اعضاى چشم و اكثر سوء المزاجى يابس باشد كه از كم شدن رطوبات بدنى كه مادهء روحاند حادث شده باشد چنانچه بعد استفراغات مفرط و غلبهء جماع و تعبهاى طويله واقعست و باشد كه از غلبهء رقت روح باصره افتد چنانچه نظركننده در قرص آفتاب و در شعاعها را واقعست و صاحب آن چيزها را خيره بيند و شب بهتر بيند و از نزديك بقدرى تواند ديدن و خطوط بعينك تواند خواندن و از دور نتواند ديدن و باشد كه از افراط غليظى روح باصره افتد و صاحب آن از نزديك بد تواند ديدن و از دور فى الجمله بهتر بيند افراط غليظى روح منجر شود بگرمى و حدت و رقت روح و ايشان از نزديك و دور هيچكدام نيكو نتوانند دريافتن ليكن از نزديك فى الجمله بيشتر بيند و باشد كه از حدوث كدورت در رطوبتى از رطوبات چشم افتد چنانچه قوام تمام بيضه هرگاه غليظتر شود اندكى از دور بد تواند ديدن و از نزديك هم اندكى بيند و اگر قوام اجزاى آن مكرر گردد بغلظت بمجازات به محل بصر ابصار مشكل باشد و اگر قوام جليديه مكدر شود فى الجمله بغلظت خروح شعاع و انعكاس و انطباع هر دو ضعيف گردد و همچو آب گذر و آينه رنگ و اگر قوام زجاجيه غليظتر گردد همين نوع بود جهت رسيدن غذاى كدر از ان بجليديه و مكدر شدن جليديه و باشد كه از قصور حال طبقات افتد مثل گشاده شدن تقيه عنبيه كه آن را اتساع و انتشار گويند و تنگ شدن آن و هرگاه كه اين هر دو علت قليلى باشد ادراك چيزها مشكل گردد و از جهت پريشان شدن روح در اتساع و منضغط شدن آن در ضيق و كم شدن آن در هر دو حال و اگر اين حالها قوى افتد بينائى تمام خلل كند و سائر امراض طبقات و عصب مجوف هم برين قياس موجب ضعف بصر شوند امّا اينجا مراد ضعف بصرست نه عرضى و چون چشم عضويست كوچك و اجزاى آن بغايت بهم نزديك و مليتماند سراسر هر سببى ازين اسباب مذكوره بخصوصه بسى صعب بود و اندر ان خدشى قوى باشد علاج آنجا كه سبب سوء المزاج عام بود تبديل مزاج جمله بدن و تقويت دماغ چشم بايد كردن چنانچه در ابواب سابقه و صدر اين باب معلوم گشت و بدل ما يتحلل رطوبات به خوردن غذاهاى مقوى حافظ صحت حاصل بايد نمودن و آنجا كه سبب سوء المزاج دماغ بود تنقيه دماغ به دستورى كه در امراض دماغى گفته شده بايد كردن بعده تقويت دماغ و معدهء و چشم كردن و خوردن اطريفلات درين باب جامع النفع بود و همچنين سر بر بخار قليه پوتى بسيار داشتن و آنجا كه سبب سوء المزاج چشم بود فقط و صحت سائر اعضا بدان گواهى دهد و