بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
181
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
با رعايت اعتدال در گرميها جهت تب و غلبهء اهتمام بنضج ماده و استفراغ بلغم بعد از ان و مناسب آن بود كه اولا بر سر طلاى رادع معتدل نهند از سركه و گلاب و روغن گل آميخته و بتدريج گرميهاى محلل داخل سازند از آنچه در صداع سرد گفته شده و در اواخر لاجرم تيزآب فاروقى اضافه كنند كه بالخاصيت نفع عظيم بخشد و حقنه نيز در اول از بنفشه و اصل سوسن و مويز و انجير و بيخ باديان و صليب و تخم گاجر و شكر سازند و بعد از ان اصل اذخر و بسفايج اضافه كنند و در اواخر گرمتر سازند باصل كبر و اصل كرفش و اسطخودوس و فودنه و مرى و انيسون و نمك هندى و اشباه آنها و اگر آن را تقويت كنند بشحم حنظل و بوره و تريد و سمقونيا و غاريقون و امثال اينها بيكى يا دو ازينها اولى بود و استفراغ بحب چلپال و هربى و اشباه اينها مناسب بود و در جذب ماده بدستور مذكور سابقا سعى بايد نمود و تيزاب كارى و بعد از ان تدهين بقيروطى و لفظ و بدهن الراحة عظيم نافع باشد و مدرات دادن اكثر مفيد آيد و بيمار را نبايد گذاشت كه بضرورت خواب كنند و اگر غنودن و خواب غالب او را آيد بايد آگاهانيدن و قطعا نگذاشتن كه غافل شود بغلبهء آوازها و كشيدن موى سر او و خواندن و جنبانيدن و تيزاب تيز بر كفهاى دست و پاى او ماليدن سبات سهرى و سهر سباتى بدانكه سبات غنودن را گويند و سهر بيدارى را و هريك ازين دو نوع مركب باشد از قرانيطس و ليثرغس جهت بودن مادهء مركب از بلغم و صفرا نه تركيب تام مزاجى بلكه تركيبى اخلاطى و محل اين ورم محل قرانيطس و ليثرغس بود چنانچه دانسته شد و چون صفرا غالب بود علامتهاى قرانيطس ظاهرتر باشد آنجا با هذيان و چون بلغم غالب باشد علامتهاى ليثرغس ظاهر بود و آنجا با نسيان غنودن بسيار باشد و اگر بيد شود غافلانه يك بار چشم باز كند و ديگر چشم فراز كند تمام بطريق نوبت چنانچه گاهى بلغم طغيان كند و افعال سبات سهرى ظاهرتر شود و گاهى صفرا طغيان كند و افعال سهر سباتى ظاهرتر گردد و درين مرض مطلقا بازگرفتن بول و براز سخت بد باشد و سرفه خشك در سهر سباتى ظاهرتر گردد و درين بگلو اندر ماندن و به حلق ناشدن و آب خورده از بينى بيرون آمدن در جمله عظيم بد باشد و در سبات سهرى گاه بغلبهء بخار بلغمى رويها متهبج و رنگ رصاصى بود و در سهر سباتى گاه بود كه از جهت غلبهء درد بيهوشى صاحب آن هر ساعت برجهد و بر خود بول كند بىاختيار و نبض صاحب سبات و سهر از نبض صاحب ليثرغس قوىتر و از نبض صاحب قرانيطس