بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

176

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و گاهى بسبب ورم غشائى كه قحف پوشيده است بوسيله عروقى كه از درزهاى استخوان سر بدرون آمده و آماس گرفته و گاهى بسبب ورم سينه افتد بوسيله مشاركت حجاب و عضلهاى سينه و گاهى بسبب انتقال ماده ذات الريه افتد و گاهى بسبب ورم معده و يا رحم و يا مثانه افتد بوسيله مشاركت در اعصاب و اين ورم گاه بود كه در غشاى رقيق افتد و گاه بود كه در غشاى غليظ افتد و گاهى در جرم دماغ افتد و گاهى در رگهاى كه از درزها بيرون آمد و گاهى در غشاى رقيق و جرم دماغ هر دو بمجاورت يا انتقال و گاهى در غشاى جزو مقدم دماغ افتد و گاهى در غشاى جزو مقدم ميانين افتد و گاهى در غشاى جزو آخر افتد و گاهى در غشاى دو جزو افتد و گاهى در تمامى غشا افتد و بدترين جمله ورم عام بود جهت عموم مضرت آن بجميع افعال نفسانى و آنچه از غشا بجرم سرايت كند هم بغايت بد بود و بيشتر از چهار روز مهلت ندهد و آنچه از چهار روز بگذرد اميد نجات پديد آيد و آنچه انتقالى بود از سرسام هم سخت بد بود و اكثر كسانى كه بسرسام هلاك شوند به آفت نفس بروند و بسيار باشد كه قرانطيس بسيلان خون بواسير زائل شود و گاه بود كه صاحب اين مرض ديوانه شود و ازين علت خلاص بايد و بسيار بود كه قرانيطس به سيرغس مبدل گردد و پيران بواسطهء ضعف ازين مرض كم خلاص شوند و بحران كامل اين مرض بعرقى غالب يا رعاف بود و يك نوع مرضى هست كه خداوند ان بىظهور تپ و علامت آماس دماغ سخت متحرك و بيقرار باشد چنانچه خواهد كه به ديوار برجهد و ضجر و دلتنگ بود و تشنگى برو غالب و نفس او تنگ باشد و اگر آب خورد به حلق او فرو نرود و براندازد و روى زبان او سياه شود و چشمهاى او بازمانده بود و حركتهاى او سست شدن گيرد و قوت او بيك‌بار باطل شود و در حال بميرد در بعضى روز نخست ميرند و بعضى روز چهارم گروهى اطبا آن را از قرانيطس داشته با وجودى كه نبودن تب دليل نبودن ورم باشد و شيخ گفته كه همانا علت اين تشنجىست يا آفتى ديگر اندر عضوى از اعضاى دم زدن و بسبب مشاركت با دماغ آفت آن بدماغ بازدهد و مرا اين هر دو سخن بعيد نمىماند جهت آنكه اين مرض بىآنكه عقب آن امراض افتد هم باشد و بزعم من چنانست كه مادهء سمى در جرم دماغ و يا در غشاى آن و يا در دل و دماغ هر دو حادث مىشود از احتباس خونى و يا استحاله خلطى و يا امر خارجى موجب تسميم و سرايت آن روح نفسانى و حيوانى را فاسد مىسازد و هلاك مىكند چنانچه اندر وباها و از غلبهء وقوع اين مرض مشاهدست و اللّه اعلم اما علامت مطلق قرانيطس تپ لازم‌ست بىنمناكى جلد و اشتداد آن در پيشينگاه‌ها و صداع صعب