على گيلانى

48

مجربات حكيم على گيلانى ( فارسى )

نارگيل بقاروره منكبه و كذلك نافع است دوپاس با عسل ماليدن و كذلك لبان كه آن را تصعيد كنند و تقطير در ظرفى كه درون ديگر باشد كه آب آن بچكد و باقى اجزا صاعد شود و كل واحد از آن و از آن صاعد بمالند كه نافع است گياهى كه آن را بهندى كتومرى گويند بغايت تيز است و نافع است در قوبا جهة ماليدن و احتمال قريب دارد كه بهق و برص اسود را نيز نافع است چه برص اسود همان قوبا است كه نافذ است در لحم روغنى كه در حفظ شعر و تقويت آن نظير ندارد بگيرند برگ مورد دوازده جزو آمله منقى پنج جزو پوست هليله سه جزو پوست بليله دو جزو مازو سبز سه جزو پرسياوشان يك جزو طباشير يك جزو لادن دو جزو پوست انار دو جزو گرد سماق يك جزو زرور يك جزو فوفل دو جزو ادويه نيمكوفته كرده يك شبانه روز در آب گذارند و بعد از آن فرود آورده محكم بدست بمالند و صاف كنند اما بنوعى كه جرم ريزه‌دار كه همراه مانده باشد روغن كنجد خالص پنجاه جزو روغن گل پنجاه جزو اضافه نموده به آتش نرم بجوشانند و برهم مىزده باشند در آخرها آن جرم بسته مىشود اول بيرون بياورند و خنك كرده در ظرفى كنند و بعد از آن روغن را خنك كرده بر آن ريزند تا قوت آن بگيرد بايد كه در اخير احتياط كنند كه آبى كه در آن مانده باشد خوب نيست و اگر بعد از سوختن قليلى آتش ديده باشد ضايع مىشود بايد كه در وقت گرسنگى سر را شانه نكنند كه موى بسيار فرو مىآيند در گرسنگى بيايد انبه بادام كه خشونتى كه به آن خسته‌اش مىباشد پيدا نشده باشد آن را چهار پاره كنند بنوعى كه از هم جدا نشود و اندرون آن را براده نازك آهن بپاشند و گرد آن انبه را ريسمان بندند كه براده از آن نريزد و بعد از آن او را در كوزهء آهنى كه در آن روغن كنجد