على گيلانى
44
مجربات حكيم على گيلانى ( فارسى )
بغايت نازك بسايند و ناصور را با آن پر كنند بغايت عجيب نافع است و تا ده مرتبه كم ناصور مىباشد كه خوب نشود و در نواصير بدن همه جا آزموده است و در نواصير چشم و روى و سينه و يك مرتبه در ناصور مقعد نيز آزموده است و اگر ناصور غائر باشد و سر آن تنگ باشد و دهان آن را فراخ كنند بتوتياى هندى يا مرهم زنگار يا مرهمى ديگر بعد از آن اين دارو بغور او فرستند نضج دماميل گل خطمى را بكوبند و بهپزند در آب و اگر در گلاب بپزند بهتر در نضج دماميل بسيار خوب است ضماد كنند گرم گرم و اگر با مرهم اشق ضم كنند و ضماد كنند بىنظير بود تفجير ورم اگر خواهند كه تفجير ورم كنند بعد از نضج از آن بگيرند حب دبق و پوست آن دور كنند و بكوبند و آب صابون اضافه نموده باز بكوبند تا مثل مرهم شود بعد از آن ربع مثقال زردچوبه سائيده اضافه نموده ضماد كنند كه خود به خود شكافته مىشود خنازير دوائى كه هنديان پهنكنى گويند پهنكنى از آن بخورانند چهل روز هر روز قريب مثقالى و پرهيز كنند غذا نان باندك روغن خنازير بر طرف شود هر چند كه عظيم و كهنه باشد كرد خنازير را با كى برانند مثل اين شكل و سم الفار سائيده در آن چاكها پر كنند و يك جز اشخار و يك جزو نيم نوره تيز سائيده به آب خمير كرده بر آن طلا كنند چند روز متوالى چون كنارهاى آن موضع بترقد فتيلها سازند باريك به همان شكل از هيرى ده جزو سم الفار يك جزو چند روز در همان موضع پر كنند و بعد از آن چند روز برنج در دوغ پخته بسته باشند بعد از آن ساگبهتوا بانجير درهم كرده بكوبند و بر آن خنزير بهبندند كه خنزير درين تدابير خودبخود مىافتد و اگر آنكه جدا شود و بيرون نيفتد بدوى كنند به انگشت يا به ميل كه بيفتد