على گيلانى

23

مجربات حكيم على گيلانى ( فارسى )

با شيرهء بادام مىدهم و روغن گل بر معده و جگر مىتوان ماليدن و اگر باعث آن ضربه يا سقطه يا ضغطه باشد اگر جراحت قروح باشد يا ناصور شده باشد در معده علاج آن بادويهء قروح معده و انخراق كنند چنانچه در باب خود بيايد و معجون قابض يا قرص شادنج يا اقراص كافورى گل را درين باب نفع عظيم است و ياقوتى معتدل و ياقوتى بارد ماء درين باب نافع است و گاهى بترياق فاروق و مثروديطوس حاجت افتد اگر قوى ضعيف شده باشد در اقسام قئ الدم يا برودت باشد قنطوريون در آب پخته بدهند با پيهء ( مايه ) خرگوش با آب بادروج و آب زوفا و حاشا جايز است و اگر بعضى خون منجمد شده باشد تلطيف آن كنند اولا بماء الاصول و بعد از آن قىء نيز فرموده علاج كنند بطريقى كه گفته شده در نفث الدم و نفث مده و آنچه از قرحه صدر يا ريه باشد علاجش در باب خودش بيايد ذات الجنب ورمى بود يا جراحتى كه عضلات كه در ميان استخوانهاى پهلو است پديد آيد و يا در پرده كه جانب درونى اين استخوانها كشيده شده باشد و قسم اول هم از خون پيدا شود و باشد كه صفرا بسيار به او آميخته شده باشد و گاه باشد كه از رطوبت بلغمى و سوداوى كه به آن آميزد ازينجهت ذات الجنب بلغمى و سوداوى گويند و الا اصلش همه خون تيز است قسم دويم اغلب از خون تيز صرف يا خون صفراوى حادث شود و نشايد كه بلغمى يا سوداوى و به آن يار شود چه آن پرده بغايت سخت بود و بلغم و سودا در آن نفوذ نتواند كرد الا نادر قسم اول اگر چنان باشد كه در حس تير ظاهر شود بلندى و برامدگى و سوزش و سرخى موضع و در همه نوع ذات الجنب تنگى نفس و سرخى رو و تب و درد پهلو و نبض منشارى و سرفه لازم بود بتفاوت و اگر غلبهء خون بود