على گيلانى

6

مجربات حكيم على گيلانى ( فارسى )

بر روى چشم آيد و ابتداء آن از گوشهء چشم بود و چشم را از حركت بازدارد و گاه چنان شود كه سياهى را بپوشد و چشم را از ديدن بازدارد و اين مرض كه كهنه شود سبل به آن يار شود و سبل نيز اگر كهنه شود اين مرض به آن يار شود علاج اگر سفيدرنگ با آنكه هنوز كهنه نشده باشد به ادويه علاج كند مثل ايرسا كه آن را بغايت نازك بسايند و در چشم بريزند و كندر سائيده نيز مفيد است و عسل را با زهره بز يك ساله مخلوط كرده در چشم بريزند و اگر به اينها به نشود ادويهاى تيزتر بكشند مثل روسختج و زاك سرخ و نوشادر و نمك سفيد و شياف روشنائى و باسليقون و شياف طلائى و شياف اخضر و آنكه كهنه شده باشد غليظ و سرخ‌رنگ باشد علاج آنست كه اول دماغ و بدن را بمسهلات قوى تنقيه كنند از مواد زيادتى و فصد كنند و بعد از فصد و تنقيه دستكارى كنند و ناخنه را بردارند و ببُرند و ملاحظ كنند كه از ناخنه چيزى نماند كه باز عود كند و از گوشت نيز چيزى بريده نشود كه دمعه بهم رسد طرفه نقطه سرخى باشد كه بر سپيدى چشم ظاهر شود و اكثر آن به جهت كوفتها بود مثل رسيدن زخم و غير آن علاج آن پرهيز از غذاهاى قوى مثل گوشت مرغ و شراب و شيرينى و از بال كبوتر بچه پر كلان بكشند و خونى كه بر بيخ بود و هنوز گرم بوده باشد در چشم كشند سه مرتبه هر روز اين عمل كنند بر طرف شود دمعه آن بود كه آب از چشم مىرفته باشد و هميشه علاج آن اگر از بريدن ناخنه و مثل آن شده باشد ذرور اصفر و قرص زعفران مفيد بود و اگر از ضعف ماسكه بود شياف طلائى مفيد است توتيا و ادويه توتيائى هم و رفتن در حمام و مكث كردن و آب و سركه در چشم كردن مفيد است حول كج بودن چشم را گويند اگر طفلان را حادث شود يا همانطور متولد شده باشد جبلىها نوعى كنند كه هميشه بجانب مخالف بنگرند مثل آنكه هميشه چراغى يا چيز سرخ به آن طرف بگذارند و گهواره را راست نمايند كه بتكلف به آن طرف مىنگرسته باشد و آنكه بعد از مرضهاى گرم حادث شود تقويت دماغ و ترطيب آن كنند و آنكه جهت رطوبت بهم رسد تنقيه دماغ كنند و ادويه مقوى