قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى
283
ارشاد الزراعه ( فارسى )
شعر اى وارث مظهر العجايب * وى مظهر ، مظهر الغرايب نبود عجب ار تو جمعدارى * اى جامع مجمع عجايب هم پيش حق از مقربانى * هم نزد شهان دهر ، نايب هم مرتكب هرآنچه بايد * هم ز آنچه نه درخور است تايب ز آنجا كه نه عقل كل برد راه * عقلت گذرد بفكر صائب خور فرش ره تو سازد از نور * شب راه تو رو بد از روايب بيچاره نياز ، داعى تست * گر حاضر و گر ز تست غايب يا رب كه خداى حافظت باد * ز آفات حوادث و مصائب خصم تو هميشه باد خاسر * پيوسته مخالف تو باد خائب اميد بمكارم اخلاق ناظران اين چمن بىنظير و طائفان اين روضه جنت نظير آنكه چون بر خللى مطلع شوند يا بر سهوى واقف گردند به عفو و اغماض بپوشند و در افشاى آن به زبان عيب و اعتراض نكوشند . من معترفم كه كار من جمله خطاست * معذورم از آنكه بر بشر سهو رواست اى خواجه اگر توان ، در اصلاح بكوش * در عيب نظر مكن كه بىعيب خداست