قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى
238
ارشاد الزراعه ( فارسى )
قسم دوم - به دستورى كه حالا دهاقين عمل مىنمايند آنست كه در ثور چون تاك چهار دانگ و نيم ذرع نوچه پيدا بسازد از سر آن نوچه آنچه نازك است كه قابل پيوند نمودن نباشد بريده بعد از آن بكارد ميانه راست آن را شكاف نموده از بند بگذرانند و پيوند آن را از سر نوچه ديگر كه نازك بوده باشد و انگور آن ظاهر باشد برداشته نازكى سر پيوند را بريده پايان آن را از هر زور و شيوهدار تراشيده از محلى كه زخم كارد رسيده باشد در ميانه آن نخ تاك كه پيوند مىنمايند درآورند و بعد از آن بايد كه در ميان پنبكى ناتاب يك مرتبه بر آن پيچيده و مرتبه دوم برگى كه بر آن نخ باشد پيوند را در ميانه آن پيچيده بريسمان مضبوط نمايند و برگ از محل ديگر هم مىتواند بود اما برگ همان نخ را كه بركنده نشود و پيوند در ميانه آن باشد تازه مىايستد و پيوند را فايده مىدهد مناسب است و در هر سه روز خبر گيرند كه در محل ديگر سبز نشود چون نيم ذرع بلند شود ريسمان را باز نمايند كه در ميانه تاك جا نگيرد و چون پيوند را بر قاعده محافظت نمايند و در همان چند روز انگور آن ظاهر مىشود و سال دوم چون حوت شود در روى آب جر نمودهء آن بريده را فرهنگ كشند كه اصل پيوند در زير خاك ريشه پيدا سازد و اگر چنانچه فرهنگ نكنند از محل ديگر سبز مىشود و پيوند را خشك مىكند . معرفت حيلهء كه به آن از يك تاك بسه نوع انگور بيرون آيد ، سر تاك از درخت مختلف بگيرند هريك دو ذرع ، هريك را شق كنند بر وجهى كه بچشمهاى تاك و مغز آن ضرر نرسد و بعد از آن يك نصف از اين هر سه باهم تركيب كنند چنانچه جانب مغز همه باندرون باشد و آن را بلوخ بهبندند و شق آن را به سرگين تر گاو آلوده كنند و بعد از آن به گل پاك خالص آلوده كنند و بكارند چنانچه يك ذرع در زير خاك باشد و يك ذرع در بيرون و در هر سه روز آب بر اصل آن مىپاشند تا آنوقت كه سبز شود و چون انگور بيرون آمد بسه لون مختلف بود . معرفت حيلهء كه به آن انگور خاصيت ديگر و بوى ديگر دهد چون تاك را شق