قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى
18
ارشاد الزراعه ( فارسى )
پس از فراغت ، خواجه از آن صاحب دولت پرسيد كه اين باغ در نظر انور چه نوع مىنمايد . ؟ گفت كه باغى عظيم زيبا و روضهاى بغايت دلگشاست ، اما از اركان دولت ، هركس كه خواهد مثل اين باغ تواند ساخت . باغ چنان مىبايد ساخت كه ديگرى را مثل آن ساختن ميسر نشود و مانند آن ميوه در هيچ بوستان بدست نيايد . گفت آن كدام باغ تواند بود ؟ جواب داد نهال احسان در بوستان جنت نشانيدن تا ثمرهء نيكو بدهد ، و سردى زمستان و گرمى تابستان را در او تصرف نتواند كرد . چون آن صاحب دولت ، خواجه را بغايت متأثر يافت ، دعا كرد كه الهى چنانچه امروز اين باغ لطيف و منزل شريف مقام اين خواجه است ، فردا نيز در رياض بهشت بدان دولت سرافراز گردان . چون شب درآمد ، خواجه در واقعه ديد كه بباغى رسيد ، بغايت دلگشا و روضهاى ديد خوشهوا . نظم درختانش همه بالا كشيده * بر ايشان ميوههاى خوش رسيده ز بالاى درختان سرافراز * نواخوان گشته مرغان خوشآواز شخصى طبقى از ميوههاى لطيف چيده و پيش آورد . پرسيد كه از كدام باغ است * اين ميوه خوش كه چون چراغ است گفت از آن تو است كه ديروز فلان زاهد را خاص للّه ، بباغ خود برده بودى ، او ترا دعاى خير كرد و تير دعا بر نشانهء اجابت رسيد و در عوض آن ، اين باغ را به تو ارزانى داشتند . پس در دنيا زراعت نمودن و درخت كاشتن را بر جميع صنايع مقدم بايد داشت كه فايدهء دنيا و آخرت دارد . بيت به دنيا عاقلانه تخم كارى * بعقبى در گل و باغ بهشتى و از اكابر نامدار و فضلاى روزگار در باب علم فلاحت كه عبارت از زراعت و حراثت است معانى لطيف بخاطر شريف گذرانيده ، فوايد بسيار بيان فرمودهاند . چنانچه