قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى
167
ارشاد الزراعه ( فارسى )
نقل كردن درخت بزرگ از موضعى بموضع ديگر اول آن موضع را كه نقل به آن خواهند كرد ، حفر كنند چهار ذراع در طول و عرض و عمق . پس بعضى شاخههاى آن درخت را ببرند تا سبك شود پس اصل آن درخت را حفر كنند و آن را با همه عروق آن بركشند و آهن بعروق آن نرسانند و آن را چنان برگيرند كه عروق آن در زمين كشيده نشود و همچنان بياورند و در حفره نهند و ملاحظه كنند كه آنچه در شاخههاى آن در موضع اول بجانب شرق بود اين زمان نيز بجانب شرق باشد و بر اين قياس شاخههاى ديگر و عروق آن را چنان راست نمايند كه برهم پيچيده نشود و قدرى سرگين در آن حفره كنند و خاكى كه از آن حفره برآمده در آن حفره ريزند و بيخ آن درخت را از سه موضع ستون زنند تا از باد متحرك نشود و دو سبوى پرآب در دو طرف اصل آن درخت گذارند و قعر آن سبو را سوراخ باريك كنند تا آب از آن ترشح كند و هروقت كه آب كم شود پرآب كنند تا دو ماه بدستور عمل كنند و بعد از آن بطريقى كه بيشتر آب مىخورد آب دهند و خشك كردن درخت چون خواهند كه درخت خشك شود دهان را پرعدس كنند و بجايند بر ناشتا ، پس همچنان آن عدس در دهان نگاه دارند شاخههاى آن درخت را بدندان بگزند آن درخت خشك شود و اگر درخت را به پر ماه سوراخ كنند پس چوب گزى به پرى آن سوراخ به تراشند و در آن سوراخ فرستند چنانچه از آن طرف بيرون آيد ، آن درخت خشك شود و اگر ميخ آهنين در آتش كنند چنان كه سرخ شود و در چند موضع متعدد و باصل آن درخت فرو برند خشك شود و اگر بيخ آن درخت خالى كنند چنانچه عروق آن پيدا شود و شاخ گوسفند كه كهنه كشته باشند بسوزند و ميان عروق درخت از آن پر كنند خشك مىشود و اگر خواهند كه بار درخت آن زياد شود سرگين كبوتر در آب كنند و در شاخههاى درخت مالند بسيار بار آورد . و اگر عصاره برگ باقلى را بر درخت پاشند بار آن درخت بسيار شود و اگر درختى بار نياورد شخصى تبرى بدست گيرد و دامن