قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

137

ارشاد الزراعه ( فارسى )

گشنيز گشنيز - سرد و خشك است منع بخار طعام معده كند اما كثرت وى چشم تاريك سازد و مصلح وى سكنجبين است . شعر گشنيز كه خوشبوى و لطيف آمده از خلد * پيوسته از او فايدهء پير و جوان است محل كاشتن آن اول ميزان است زمين آن را بدستور اسفناج پل نموده بذر وى را دو بخش ساخته در جريب چهار من كارند و بايد كه بذر وى تنگ باشد و اگر بسيار باشد شل مىگردد و ضايع مىشود و از آب دادن و ساو نمودن و انبار دادن بواجبى خبردار باشند و رسيدن آن دهم جوز است . ايپار گشنيز ايپار گشنيز - گرم و خشك ، منع بخار طعام معده كند و طعام را بگوارد و معده و جگر را بآرزو آرد اما چشم تاريك كند مصلح وى سركه . بيت ايپار بباغ آمده با بوى دلاويز * بىتاب و توان گر شده گشنيز از آن است در ميزان زمين آن را پل نموده بذر وى را بدستور گشنيز كارند و بر قاعده محافظت نمايند و رسيدن وى در سرطان است . چقندر چقندر - سرد و تر است ، بر يك قول سده جگر و سپرز بگشايد اما بدهضم است مصلح وى آب كامه است .