قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

8

ارشاد الزراعه ( فارسى )

قاسم بن يوسف ابو نصرى از تفرقهء روزگار جفاكار و جفاى مردم بيوفاى ستمكار كه پيوسته نفاق و حسد ، شيوه و پيشهء ايشان است ، كنج عزلتى و گوشهء محنتى اتفاق افتاده بود ، در دل چنان مىگشت و در خاطر چنان مىگذشت كه مدتى بعنايت ملك خلاق به تحصيل علم سياق كه مخترع ابن علم شريف كه مزين است بنكات و دقايق لطيف ، حضرت امير المؤمنين و امام المتقين ، اسد اللّه الغالب و مطلوب كل طالب على بن ابي طالب عليه الصلوات و السلام است . مشغول بوده و جمع ابواب آن را كما ينبغى دانسته ، به عمل درآورد . اكنون باز وقت آن است كه در مهمى از امور سياق مدخل نمايد تا در چمن روزگار از هر حس و خار جفائى نبايد كشيد ، تا آنكه شبى در واقعه ديدم كه شخصى مىگويد كه عالى مكان و سدره مقام يعنى حضرت شيخ الاسلام مقرب حضرت بارى ابو اسماعيل خواجه عبد اللّه انصارى قدس روحه مىفرمايد كه تخلص سابق را بر طرف نموده قانعى تخلص كن ، چون فيض اين اشارت يا بشارت ، نسيم‌آسا بر ساحت خاطر گذر فرمود و غنچهء مراد شكفتن گرفت و گلشن ضمير را از نو گلى و اشد ، بخاطر رسيد كه اين واقعه اشارت بقناعت است و نظر عنايات و اشفاق آن حضرت نسبت به حال اين فقير حقير موروثى است ، چنانچه در مقامات حضرت خلايق‌پناه ، ولايت دستگاه ، شيخ ابو نصر طبسى المشتهر به پير حاجات كه جد اين فقير است ، مذكور است كه نظر كيميا اثر و تربيت آن حضرت بدان رتبه و مقام رسيده ، پس در امرى شروع بايد كرد تا سبب خشنودى بارى و برايا بوده و موجب جمعيت و فراغت هر دو سرا گردد و تفال بكلام معجز نظام ، حضرت ملك علام عز اسمه نمود تا هرچه بظهور آيد بدان قيام و اقدام نمايد ، اين آيت بابركت آمد : « هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراكِباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ يَنْعِهِ إِنَّ فِي ذلِكُمْ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ » و اللّه خير حافظ و مجيد يا رحمن .