محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
65
تحفه خانى ( فارسى )
در امعاء علياست علاج بآشاميدن دواست زيرا كه وصول دوا بعضو ماؤف به اين جهت اقرب است و اگر در امعاى سفلى است علاج بحقنه است زيرا كه وصول دوا به اين جهت اقربست بعضو ماؤف و بمراعات موضع انتفاع از وجه ديگر نيز هست و آن نفع آنست كه هرگاه ماده منصب باشد در عضو در طريق انصباب باشد از آن عضو بطريق جذب به مكان ديگر صرف بايد كرد تا آن عضو از اذيت خلاص شود و درين جذب البته چهار چيزى مىبايد مرعى باشد كه از قوانين علاج است يكى مراعات مخالفت جهت و مراعات مشاركت و مراعات و محاذات و مراعات بتعيد اما مراعات مخالفت جهت همچنانچه جذب ماده از يمين به يسار مىكند و از اعالى باسافل و مراعات مشاركت همچنانچه در معالجه افراط طمث آن بطريق جذب به وضع محجمه بر سينه و اينجا جذب از شريك با شريك ديگر است و مراعات محاذات همچنانچه فصد باسليق ايمن در علل كبد و باسليق اليسير در علل طحال و اما مراعات بتعيد كه عضوين مجذوب عنه و مجذوب اليه است تا بواسطه قرب متضرر نشود و جذب را فائده باشد زيرا كه اگر ميان عضو مجذوب عنه و مجذوب اليه قرب بسيار باشد فائده جذب مترتب نمىشود به روى زيرا كه مقصود درين جذب بتعيد ماده مرضست از عضو مجذوب عنه خصوصا كه عضو رئيس و شريف باشد و ايراد جذب ماده وقتيست كه ماده و منصب ) نشده باشد و در طريق انصباب باشد و اما اگر منصب شده باشد استفراغ بجذب از همان موضع بايد كرد مثل فصد عرق تحت اللسان در علاج خناق و گاه نقل ماده بطريق جذب بعضو قريب نيز مىكنند همچنانچه فصد صافن در علل رحم و مثل ذالك و از جذب مراعات چند چيز ديگر از قوانين اين فن است و مىبايد كه عند التدبير طبيب خاصر آن باشد و از آن غافل و زاهل نشود يكى آنكه طبيب عند الجذب احتياط كند كه در عضو