محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
53
تحفه خانى ( فارسى )
احتياط مقتضى اينست جزيل بسيار نكنند تا موجب ثوران و طغيان اخلاط نهشود اما خصوصيت اين فصل از استفراغات با مسهل اولى است و درين فصل غذاى مسخن مرطب كه ترطيب بيش از تسخين كند اختيار بايد كرد و اما زمستان كه مراد بشتاء اين فصل است در اختيار رياضت و تعب بيش بايد كرد و اغذيه مليّنه و بسيط در غذا اختيار بايد كرد زيرا كه درين فصل حرارت غريزى متوجه باطنست و قوت هاضمه قويست مگر آنكه شخص در ولايت جنوبى باشد و در گرمسير زيرا كه اين حكم در وى جارى نيست و مختلف مىشود و اگر درين فصل مراعات در اكل و شرب بروجه اعتدال واقع شود ابدان صحيحه را امراض كم طارى مىشود مگر آنكه سبب مرض بسيار قوى باشد و خصوصا كه حار باشد و درين فصل بوقت حدوث مرض بقراط معالجه باسهال تجويز كرده است و فصد و قى را منع كرده و درين مسئله اقتداى اطبا به اوست و اولى اينست زيرا كه دليل مهم آنست كه در كتب مذكور است چه ظاهر است كه در فصل زمستان كه خون منجمد و طبيعت نيز باخراج آن بخل و وطنت مىكند و اگر بيرون آيد آنچه لطيف و در كار است مىرود و آنچه غليظ است و موجب مرض مىماند و اما در حال قى اينست كه درين فصل آلات و اعضا بواسطه برد كثيف شده است اگر بعنف اين فعل صادر شود خوف انصداع و انشقاق عروق و شريانات و اغشيهء حوالى شش و قصبه آنست و اين خطر عظيم است [ 21 ] مقاله در بيان امراضى كه منذر بامراض است چنين گفتهاند كه خفقان على الدوام بيمدهنده از فجاة است و كابوس كه در عرف عوام انتا سياهى كوفتن مىنامند و دوار كه گرديدن سراست دوام او منذر بصرع و سكته است و اختلاج كه مراد به اين بريدن ( پريدن ) اعضا است اگر در جميع اعضا طارى