محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

621

تحفه خانى ( فارسى )

بجبر و تعصب و مراد بتعصب بستن آن عضو شكسته است و بجبر راست ساختن استخوانهاى شكسته و برهم نشانيدن آن برفق و فوق آن چوبها هموار ملائم نهادن و بعصابه نيك بستن است و بعد از آن از ادويه كه در علاج وثى مذكور شد و در علاج اغذيه لزجه مثل هريسه و پاچه مهرا و قليه برنج و سيرآبه و شكنبه گاؤ و گوسفند و هرچه لزج باشد اختيار كرده همچنين گوشت بره و بزغاله فربه يلمه كرده باشند درين مقام بسيار موافق است و اگر چنانچه تحت عصابه مجبور خارش كند آهسته بايد خاريد و آب گرم قدرى بر عضو بايد ريخت و عضو ماؤف را مسّاس نبايد كرد و بر عصابه گلاب و آب سرد بايد پاشيد و بعد از آن بايد بست و اگر چنانچه از محكم بستن خوف ورم باشد سست بايد درين حادثه ضمادات وثى است . [ 231 ] مقاله در بيان داء الحية و داء الثعلب كه بعضى اطبا او را از امراض دنيّه عد كرده‌اند و . . . كه درين دو علت نوع خلطى كه موجب علت است و مفسد نبت شعر از لون و جلد كه علت برو طارى شده است شناخته مىشود زيرا كه اگر چنانچه رنگ جلد سرخ است دلالت بر دمويت مىكند و اگر چنانچه سفيد است بر بلغم و اگر چنانچه كبود است بر سودا و اگر زرد است بر صفرا و خصوصا كه بخرقه خشنى بمالند و در آن صورت ظهور علامات داله اظهر است و سرعت قبول اين دو علت علاج را به اين مىتوان معلوم كرد و اگر چنانچه بخرقه بمالند و زود سرخ شود و زود علاج مىيابد و الّا مداوات طويله علاج خواهد يافت و فرق ميان داء الحيه و داء الثعلب باينست با وجود آنكه در هر دو موى مىريزد امّا داء الحيه محل موى نيز منتشر مىشود مثل مار كه پوست ازو مىخيزد پس ماده داء الحيه تيزتر است