محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

615

تحفه خانى ( فارسى )

و خون مخلوط با سودا يا عروق بىنقاى خون از سوداى غير طبيعى رود و يا فساد مزاج و هوا و حدوث تخمه و فساد غذا نيز در تغليظ سودا و فساد اعانت تمام مىكند و از جذام بعضى متقرح مىباشد و بعضى غير متقرح و جذام از امراض موروثه و تعدى به غير مىكند و آنكه متمكن شده است از آن نجات و فلاح نيست و آن را كه ابتداى اين مرض باشد از بسيارى اندك را نجات كم است و مبتدى بجذام را رنگ بشره اولا سرخ مىشود و چشمها نيز سرخ مىشود و بعد از آن رنگ رو و چشم بكبودى مايل مىشود و بشر رو مستدير مىشود و لبها غليظ و موى ابروان و مژگان مىريزد و در صاحب جذام اخلاق ردى سوداوى مثل حقد و حسد و در نفس ضيق پيدا مىشود و در صورت غلظ در عرق صادر ازو بوى بد حاصل مىشود و موى او رقيق و دقيق شده ساقط مىشود و محال موى بتدريج متقرح مىشود و گاه بينى تمام خورده مىشود و ازو چرك بدبو ترشح مىكند و ناخنها تشقق پيدا مىكند و علاج در ابتداى اين علت اگر در خون معالج غلبه داند مبادرت باخراج آن بفصد كند و اگر جراح دانا باشد فصد از دواجين درين علت بسيار نافع است و اما چون شخص آن رگ را نشناسد و نيش بر شريان آيد موجب هلاك است و اسهال سودا درين علت بايارج لوغاذيا بايد كرد و طبيخ افتيمون و حب افتيمون و حب ايارج يا حجر ارمنى كه مخرج سوداست و درين مرض اطبا او را مفيد دانسته تخصيص كرده‌اند و از سفوفات مسهله سودا ماء الجبن از آنچه در قرآبادين . . . بسيار مفيد است و سفوفات مسهله مزاج با ماء الجبن نيز بسيار مفيد است و مراد بسفوف مبدله آنست كه درو مقصود اخراج خلط و مسهل نيست بلكه مقصود تقويت است و اصلاح مزاج شخص و خلط موجب مرض و اشربه