محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
38
تحفه خانى ( فارسى )
مرارى بدن غذا بر معده ريزد و درين حين اگر اختيار غذا كند غذا نيز فاسد شود و اگر طبيعت درين حين اجابت نمايد فبها و الا محتاج بملين بايد شد مثل شيرخشت و آب آلوى بخاره و ثمر در عادت طبيعت شود اگر بىاعانت از خود دفع نتواند كرد فضول واجب الدفع بىاعانت دافعى از خارج مندفع نشود و اختيار حلاوى بر غذا موجب سدّه است زيرا كه طبيعت را ميل تمام بحلوياتست و بيش از اغذيه ديگر جذب مىكند و دليل برين مدعا آنست كه اگر كسى اختيار شيرين فوق غذا كرد و بعد از آن قى كرد شيرنى بعد از اغذيه سابق بيرون مىآيد و اين نمىتواند الّا بواسطه حب جذب طبيعت حلويات را و اختيار او بر سبيل كثرت موجب سدّه است زيرا كه بواسطه حب آن بسيار به خود جذب مىكند و از دفع آن عاجز مىآيد و فضلات غليظه مىماند و اين موجب سدّه و امراض كه تابع سدّه است مىشود مثلا استسقاء و ببايد دانست كه غلظ هوا و آب موجب فساد غذا است و اگر حار المزاج فوق غذا قدحى آب خورد جايز است زيرا كه اگر چنانچه آب نخورد در ثفل يبوست و جفاف حاصل مىشود و اگر بيشتر مكث يابد سبب قولنج شود و احتراق در فضله واجب الدفع حاصل شود و اگر آب خورد سبب بدرقه و اعانت قوت هاضمه كند و بارد المزاج را و خصوصا كه مرطوب باشد از اضر اشياست و بايد كه بارد المزاج مثل مصطگى و كندر و عود فوق غذا اختيار كند تا اعانت بر هضم كند و هرگاه معده مشتمل شود بر غذاى لطيف و آن را هضم مىكند و آن در معده مىگذارد و متنفر مىشود از غذاى غليظ و اقبال بر هضم آن نمىنمايد و حافظ صحت بايد كه از اختيار غذاى لطيف بعد از غليظ محترز و مجتنب باشد و اگر غذا بافراط واقع شود مبادرت بقى بايد كرد مگر آنكه مانعى از قى باشد مثل ضيق النفس و سرفه و ضيق صدر خلقتا كه درين احوال قى