محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

586

تحفه خانى ( فارسى )

و دهد غالب در آنست كه عمل هلاك مىشود و غذا درين مقام اولى آنست كه در اول دو سه روز تاخير يابد و بعد از آن ماء الشعير است و خصوصا كه با او غثيان باشد هركدام ازينها و يا شربت نيلوفر مگر آنكه . . . در نبض عليل باشد كه درين صورت شورباى مرغ جوجه مجوز است بلكه واجب و گاهى ضعف محسوس و مدرك نباشد غذا ماء الشعير است و مثل او كه ماش مقشر و اگر چنانچه ضعف غالب باشد و انتهاى مرض باشد و يا قريب بنهايت باشد غذا شورباى مرغ جوجه اگر داده شود در معده فاسد مىشود بسبب انتقال طبيعت بدفع مرض و عدم التفات او به غذا موجب كرب و اندوه هست و تشويش ذهن و درين غذا تقويت قوت عليل كه معتد بها باشد حاصل نمىشود و هرجا كه عليل را خفت از تپ حاصل شده و شهوت غذا در خود مىيابد غذا مزوّره حب الرمان بايد داد و يا آش آلو و يا زيرباج كه آش سركه با آش از ليمه و اسفاناخ و يا رجله كه مراد برگ خرفه و يا برگ معجر دخترك و يا بقلهء يمانيه كه مراد سرخ مرد است و اينها را بطريق مطنجنه بايد كرد و مطنجنه با روغن بادام شيرين بايد پخت و مراد مطنجنه پيش اطبا حريريست كه از گوشت و يا علفهاى مذكوره كه آن را اول در آب طبخ كنند و از آب بيرون آورده در روغن بريان كنند همچو اسفاناخ كه از براى سوسه ترتيب مىكنند و مقصود از دادن امثال اين اغذيه بىطعم تعلّل است و صرف مريض به اين غذا از گوشت و چون مرض صفراوى باشد از ترشيها درو بايد آميخت مثل سركه و آب ليمو و يا آب نارنج . . . زردك هركدام بمقتضاى مقام اندكى با طعم ترشى باشد و آميختن ترشيها وقت عدم سرفه است و اگر چنانچه از اصحاب اين مرض نحيف و ضعيف باشد و قوت در ايشان