محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

555

تحفه خانى ( فارسى )

را محكم بايد بست و مراد بمابض زانو آنست كه محل اتصال ساق بارانست و در آن محل رگ بعد از استوار بستن ظاهر مىشود و حجام دانا را بايد فرمود كه بكشايد و هر گاه بدن استفراغ يافت بطريق مسهل و فصد ضماد مناسب بر محل عظم ساق بايد نهاد و از مثل خاكستر چوب گرم و نمك و آرد شيلم كه حبهاى سياهست كه در ميان گندم حاصل مىشود و به آب چوب تاك اگر بوقتش باشد و يا به آب سداب و يا به آب برگ انجير خمير كرده بر محل علت بايد نهاد و طلا بايد كرد و بست و تا گذشتن دو سه روز نبايد كشود و بعد از كشودن ديگر از همين اشيا بايد طلا كرد و اصحاب اين علت را نيز بسيار نبايد راه رفت و بسيار برپا نبايد ايستاد و اغذيه غليظه مثل هريسه و گوشت گاؤ و آنچه غليظ باشد پرهيز بايد كرد خصوصا غذا كه مولد سودا يا بلغم باشد اگر چنانچه سبب اين علّت انصباب خلط بلغم باشد بقدم و ساق و علامت او غلظ ساق و قدم است بىاحساس رنگ سرخ و حرارت محل ورم است و آنچه بارد است و انفجار نيافته و منجر بقرحه نشده است علاج او خوردن جلابست هر صباح از بيخ سوسن و باديان از هر يك دو مثقال و گلقند عسلى هفت مثقال مجموع ادويه بر وجه مقرر و مذكور طبخ كرده و صافى ساخته و گلقند درو آميخته نيم‌گرم بر نهار بايد اختيار كرد و غذا نخودآب با شيرهء مغز تخم معصفر بايد داد و گوشت سبك مثل گوشت مرغ و در بسيار خوردن غذا تامل بايد كرد و كمتر بايد خورد و خصوصا بشب نبايد خورد و بعد از ظهور نضج در بول تنقيه بدن از خلط موجب علت بحب صبر و يا بحب سورنجان بايد كرد و يا بمعجون سورنجان و هميشه ملازمت و مداومت بقى بايد كرد كه درين علت قوى نافع است و مىبايد كه در هر هفته كمتر از سه بار نباشد مقئ قوى درين باب بيخ خربزه و تخم نيم‌كوفته خربزه و شبت و تخم ترب و برگ او اگر بوقتش باشد باديان