محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
553
تحفه خانى ( فارسى )
و اگر واقع شود نيز بسيار قليل الفلاح و نجات است و بسيار سريع القتل و علاج ندارد . [ 199 ] مقاله در بيان مرض دوالى و مراد بدوالى اتساع عروق يك ساق است و يا هر دو ساق بواسطه نزول مواد به اين مواضع و اكثر عروق اين علت بيگان و حمالان و درود اگر آن را و آن كسانى كه احمال ثقليه برمىدارند مىشود و آن كسان را كه در خدمت سلاطين هميشه برپا مىايستند و علامت حدوث اين مرض ظهور عروق و رگهاى كبود بر ساق است و علاج او فصد از باسليق است و اخراج خون به قدر قوت و طاقت و واجب و خوردن جلاب هر صباح از عناب ده عدد و عنب الثعلب دو مثقال و قند سفيد هفت مثقال مجموع بر وجهى كه مكرر مذكور شد ترتيب داده نيمگرم بر نهار اختيار بايد كرد و غذا ماش مقشر و نخود مقشر با شيرهء مغز بادام و تليين طبيعت بعد از ظهور نضج در قاروره و تنقيه از اخلاط سوداوى بمطبوخ افتيمون و يا بحب افتيمون و هرجا كه تنقيه از اخلاط مذكور شد عروق مذكور را بعد از تنقيه فصد بايد كرد و مقصود از عروق مذكوره همين رگهاست كه بر ساق ظاهر شده است و ممتلى از خلط است و برفق بايد ماليد و دست بر آن بايد كشيد تا آن عروق را ذبول و ضمورى شود بايد نيك محكم و استوار محل ظهور آن عروق را بست و صاحب اين علت را از خوردن اغذيه و اطعمه غليظه حذر بايد كرد خصوصا اغذيه كه مولد سودا باشد مثل گوشت گاؤ و گوشت تكه خصوصا كه تكه . . . باشد و بايد كه صاحب اين علت راه كمتر رود و چيزهاى گران برندارد .